هوش مصنوعی: این متن به بیان دردها و آرزوهای انسان‌های رنج‌دیده و جویای حقیقت می‌پردازد. شاعر از مستانی می‌گوید که برای تسکین درد خود، جام می‌شکنند و جامی نو می‌طلبند. از شمعی یاد می‌کند که نورش راهنمای دل‌های تاریک است. او از شکستن تاج و تخت و جستجوی دوبارهٔ آن‌ها سخن می‌گوید و از بیماری دل و طلب اعتدال برای بهبود حال. در پایان، شاعر از دعا و طاعت برای رسیدن به آرامش و رضایت الهی می‌گوید و هشدار می‌دهد که گذر به کوچهٔ همت ممکن است به نیاز و احتیاج بینجامد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۰۷ - ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند

ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند
که جام می شکنند و زجاج می طلبند ۱

فروغ مشعلهٔ شمع راه تیره دلان
چراغ در دل شب های داج می طلبند ۲

شکوه تاج شکستند و تخت مرگ زدند
ز هم نهان تخت و تاج می طلبند ۳

مباد لذت بیماری دل آنان را
که اعتدال ز بهر مزاج می طلبند ۴

فغان ز جلوهٔ آن هست که اهل دین به دعا
ز بهر طاعت ایزد، رواج می طلبند ۵

گذر به کوچهٔ همت مبادشان، عرفی
که کام دل ز در احتیاج می طلبند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۶ - کسی که رو به حریم رضا نمی آرد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸ - تا بود سراسیمه دلم در به دری بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.