هوش مصنوعی:
این متن به بیان ناامیدی و یأس از زندگی، انتقاد از رفتارهای ریاکارانه و تأکید بر بیهودگی برخی تلاشها میپردازد. شاعر از عمری که به بطالت و افسوس میگذرد شکایت دارد و به نقد زاهدان ریاکار و طمعکار اشاره میکند. همچنین، از عشق و محبت به عنوان مفهومی عمیق و گاه دردناک یاد میشود.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، نقدهای اجتماعی و نگاه تلخ به زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۰۹ - تا به کی عمر به افسوس و جهالت برود
تا به کی عمر به افسوس و جهالت برود
نشأ باده به تاراج ملامت برود ۱
بخت بد را خجل از پرسش باطل چه کنم
بهتر آن است که عمرم به بطالت برود ۲
زاهد از کعبه عنان تافته می آید، لیک
کاین طمع داشت که خضرش به دلالت برود ۳
ره رو کعبه که دیر است حوالتگاهش
برود، لیک ز دنبال حوالت برود ۴
جای رحم است برآن جوهری لعل طراز
کش همه عمر به آرایش آلت برود ۵
جانم ار مالک غم های محبت گردد
من گدا گردم و نامش به دلالت برود ۶
نشأ باده به تاراج ملامت برود ۱
بخت بد را خجل از پرسش باطل چه کنم
بهتر آن است که عمرم به بطالت برود ۲
زاهد از کعبه عنان تافته می آید، لیک
کاین طمع داشت که خضرش به دلالت برود ۳
ره رو کعبه که دیر است حوالتگاهش
برود، لیک ز دنبال حوالت برود ۴
جای رحم است برآن جوهری لعل طراز
کش همه عمر به آرایش آلت برود ۵
جانم ار مالک غم های محبت گردد
من گدا گردم و نامش به دلالت برود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۸ - تا بود سراسیمه دلم در به دری بود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۰ - فغان کز سینه دائم آه بی تاثیر می زاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.