هوش مصنوعی:
این شعر به بیان دردها و رنجهای عاشقانه و عرفانی میپردازد. شاعر از آه بیتأثیر، نالههای شبانه، و دنیای عشق سخن میگوید که در آن حتی سلطان نیز گدای عشق است. همچنین، به انتقاد از ریا و تزویر در تقوای ظاهری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و نقد اجتماعی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۱۰ - فغان کز سینه دائم آه بی تاثیر می زاید
فغان کز سینه دائم آه بی تاثیر می زاید
صباح عیدم از دل نالهٔ شبگیر می زاید ۱
جهان عشق را نازم که سلطان گدای او
بسی دلشاد می میرد ولی دلگیر می زاید ۲
طلب کن دایهٔ کش زهر بیرون آید از پستان
که طفلان هوس را تشنگی از شیر می زاید ۳
مصیبت بین که غافل مردم و فارغ در آن وادی
که مجنون تنگ لیلی بستهٔ زنجیر می زاید ۴
به دلق و برد و تسبیح از ره مرو عرفی
که از تقوای زاهد شیوهٔ تزویر می زاید ۵
صباح عیدم از دل نالهٔ شبگیر می زاید ۱
جهان عشق را نازم که سلطان گدای او
بسی دلشاد می میرد ولی دلگیر می زاید ۲
طلب کن دایهٔ کش زهر بیرون آید از پستان
که طفلان هوس را تشنگی از شیر می زاید ۳
مصیبت بین که غافل مردم و فارغ در آن وادی
که مجنون تنگ لیلی بستهٔ زنجیر می زاید ۴
به دلق و برد و تسبیح از ره مرو عرفی
که از تقوای زاهد شیوهٔ تزویر می زاید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۹ - تا به کی عمر به افسوس و جهالت برود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱ - چه مهربان به سفر شد، چه تند قهر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.