هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر درد و رنج عاشقی است که دل به معشوق بسته و با وجود ندامت و رنجهای فراوان، همچنان وفادار است. شاعر از عشق و فداکاری سخن میگوید و به مفاهیمی مانند مرگ، دین، و عرفان نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشند.
غزل ۲۱۴ - کسی که دل به وفای تو عشوه کیش نهاد
کسی که دل به وفای تو عشوه کیش نهاد
هزار داغ ندامت به جان خویش نهاد ۱
کسی به راه تو ارزد که پا ز دیده کند
که گل به زیر قدم دید و پای پیش نهاد ۲
شهادتش چو مراد دو کون در قدم است
کسی که پای طلب در ره تو پیش نهاد ۳
کرشمهٔ دهد امید عمر جاویدم
که مرگ بهر شگون تیر او به کیش نهاد ۴
نه کافرم نه مسلمان، مرا که آتش زد
که ننگ سوختن من به دین خویش نهاد ۵
ز مغز عرفی از آن خون خوش نسیم چکد
که دستهٔ گل غم بر دماغ خویش نهاد ۶
هزار داغ ندامت به جان خویش نهاد ۱
کسی به راه تو ارزد که پا ز دیده کند
که گل به زیر قدم دید و پای پیش نهاد ۲
شهادتش چو مراد دو کون در قدم است
کسی که پای طلب در ره تو پیش نهاد ۳
کرشمهٔ دهد امید عمر جاویدم
که مرگ بهر شگون تیر او به کیش نهاد ۴
نه کافرم نه مسلمان، مرا که آتش زد
که ننگ سوختن من به دین خویش نهاد ۵
ز مغز عرفی از آن خون خوش نسیم چکد
که دستهٔ گل غم بر دماغ خویش نهاد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۳ - تا قدم بر اثر نام و نشان خواهد بود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۵ - زندانی شوق تو به گلزار نگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.