هوش مصنوعی:
این متن به بیان دردها و غمهای بیدلیل در زندگی میپردازد و از دنیایی سخن میگوید که در آن عشق و دوستی حقیقی وجود ندارد. همچنین، هشدارهایی درباره رفتارهای ظاهری و بیذوقی برخی افراد ارائه میدهد و در نهایت به عشق و شراب به عنوان نمادهایی از لذت و وصال اشاره میکند.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم عاشقانه ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۱۹ - صد غم دمی بزاید، کانرا سبب نباشد
صد غم دمی بزاید، کانرا سبب نباشد
ز ابنای آفرینش، غم را سبب نباشد ۱
خوش عالمی که در وی، کس کام دوست نبود
در کام دوست نبود، پیک طلب نباشد ۲
از عادت ظریفان، زنهار پر حذر باش
کاندر نهاد ایشان، ذوق ادب نباشد ۳
در ملک عشق کان را، بر شب بنا نهادند
آغاز روز نبود، انجام شب نباشد ۴
گو سلسبیل و رضوان، می باش و می دهنده
در مجلس شرابی، کان نوش لب نباشد ۵
روزی به قتل عرفی، گر پرسدت فضولی
گو دوستدار من بود، تا بی سبب نباشد ۶
ز ابنای آفرینش، غم را سبب نباشد ۱
خوش عالمی که در وی، کس کام دوست نبود
در کام دوست نبود، پیک طلب نباشد ۲
از عادت ظریفان، زنهار پر حذر باش
کاندر نهاد ایشان، ذوق ادب نباشد ۳
در ملک عشق کان را، بر شب بنا نهادند
آغاز روز نبود، انجام شب نباشد ۴
گو سلسبیل و رضوان، می باش و می دهنده
در مجلس شرابی، کان نوش لب نباشد ۵
روزی به قتل عرفی، گر پرسدت فضولی
گو دوستدار من بود، تا بی سبب نباشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۸ - هر چند دست و پا زدم آشفته تر شدم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰ - خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.