هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از جمال و کرشمههای معشوق سخن میگوید و تأثیر آن را بر خود توصیف میکند. همچنین، شاعر به مدعیان و حسادتهای آنان اشاره میکند و ابراز میدارد که هرگز نخواسته است معشوق در بند دیگری باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۳۱ - کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد
کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد
غبار فتنه سراسیمهٔ سمند تو باد ۱
دمی که آتش حسن تو شعله خیز شود
هزار مردمک دیده ام سپند توباد ۲
سری که حلقهٔ فتراک دست می افتد
مروت است که گویند اسیر بند تو باد ۳
به مدعی چه دعاهای بد نکردم، لیک
دلم نداد که گویند اسیر بند تو باد ۴
غبار فتنه سراسیمهٔ سمند تو باد ۱
دمی که آتش حسن تو شعله خیز شود
هزار مردمک دیده ام سپند توباد ۲
سری که حلقهٔ فتراک دست می افتد
مروت است که گویند اسیر بند تو باد ۳
به مدعی چه دعاهای بد نکردم، لیک
دلم نداد که گویند اسیر بند تو باد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۰ - مدعی باز ملولست و بلایی دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲ - دوش در دیر مغان بودیم و کس با ما نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.