هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق مینالد و از لذتها و رنجهای گذشته یاد میکند. او از بیطاقتی، ناتوانی در ابراز عشق، حرمان، و خجالت از معشوق سخن میگوید. همچنین به ستایش معشوق و فداکاری در راه عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با سطح بلوغ فکری بالاتر است.
غزل ۲۳۵ - دارم ز زخم غمزهٔ او لذتی که بود
دارم ز زخم غمزهٔ او لذتی که بود
اما نماند جان مرا طاقتی که بود ۱
اکنون نمی توان طلب نیم عشوه کرد
دردم ببین که نیست مرا جراتی که بود ۲
حرمان ز حد گذشت ولی چهرهٔ نیاز
دارد بر آستان حرم نیتی که بود ۳
از دیدنت نمردم و نادیدنم بکشت
دردا که دارم از تو همان خجلتی که بود ۴
بی بهره کشتگان تو مِن بعد ازآن که برد
کام شهید ناز تو هر لذتی که بود ۵
عرفی به سجدهٔ صنم افزود رغبتم
یعنی زیاده گشت مرا طاعتی که بود ۶
اما نماند جان مرا طاقتی که بود ۱
اکنون نمی توان طلب نیم عشوه کرد
دردم ببین که نیست مرا جراتی که بود ۲
حرمان ز حد گذشت ولی چهرهٔ نیاز
دارد بر آستان حرم نیتی که بود ۳
از دیدنت نمردم و نادیدنم بکشت
دردا که دارم از تو همان خجلتی که بود ۴
بی بهره کشتگان تو مِن بعد ازآن که برد
کام شهید ناز تو هر لذتی که بود ۵
عرفی به سجدهٔ صنم افزود رغبتم
یعنی زیاده گشت مرا طاعتی که بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۴ - عرض کردیم به زاهد که ریا نفروشد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۶ - با محبت گهر عجز و نیاز افشاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.