هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، زیبایی، امید و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند عجز، نیاز، غم، امید و عشق سوزان صحبت میکند و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گوهر، دامن ناز، گرد غم و خون شهیدان، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۳۶ - با محبت گهر عجز و نیاز افشاند
با محبت گهر عجز و نیاز افشاند
حسن مغرور برد، دامن ناز افشاند ۱
گرد غم کور کند دیدهٔ جانم هر گاه
دامن عشوهٔ امیدگُداز افشاند ۲
مفشانید به دامان دلم گرد مراد
که بر او طعنه زند، همت و ناز افشاند ۳
آن چه در انجمن اهل صفا جلوه کند
دست هر ذره بر او گوهر راز افشاند ۴
شاهد حسن از آن خون شهیدان طلبد
کان گلابیست که در دامن ناز افشاند ۵
عشق سوزندهٔ جاه است که هرگزمحمود
نتوانست که دامان ایاز افشاند ۶
اثر نیش دهد در دل ریشم ، عرفی
مطرب آن نغمهٔ تر کز لب ساز افشاند ۷
حسن مغرور برد، دامن ناز افشاند ۱
گرد غم کور کند دیدهٔ جانم هر گاه
دامن عشوهٔ امیدگُداز افشاند ۲
مفشانید به دامان دلم گرد مراد
که بر او طعنه زند، همت و ناز افشاند ۳
آن چه در انجمن اهل صفا جلوه کند
دست هر ذره بر او گوهر راز افشاند ۴
شاهد حسن از آن خون شهیدان طلبد
کان گلابیست که در دامن ناز افشاند ۵
عشق سوزندهٔ جاه است که هرگزمحمود
نتوانست که دامان ایاز افشاند ۶
اثر نیش دهد در دل ریشم ، عرفی
مطرب آن نغمهٔ تر کز لب ساز افشاند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۵ - دارم ز زخم غمزهٔ او لذتی که بود
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷ - برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.