هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و عشق سخن میگوید و اضطراب ناشی از آن را توصیف میکند. او از تأثیر عشق بر روح و روان خود مینالد و از جلوههای زیبایی که عشق در زندگی ایجاد میکند، سخن میگوید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند رستگاری، حیرت و زیبایی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۵ - مرا چو شب هجر اضطراب بگدازد
مرا چو شب هجر اضطراب بگدازد
قرار در دل و در دیده خواب بگدازد ۱
برای شربت بیمار عشق او، رضوان
گل بهشت به عزم گلاب بگدازد ۲
عطای او به گنه جلوه ها کند فردا
که رستگار ز ننگ ثواب بگدازد ۳
دمی که شمع من آید ز انجمن بیرون
ز نور شعلهٔ حسن، آفتاب بگدازد ۴
ز اضطراب هلاک ، نظاره کن، عرفی
که حیرت رخ ما ز اضطراب بگدازد ۵
قرار در دل و در دیده خواب بگدازد ۱
برای شربت بیمار عشق او، رضوان
گل بهشت به عزم گلاب بگدازد ۲
عطای او به گنه جلوه ها کند فردا
که رستگار ز ننگ ثواب بگدازد ۳
دمی که شمع من آید ز انجمن بیرون
ز نور شعلهٔ حسن، آفتاب بگدازد ۴
ز اضطراب هلاک ، نظاره کن، عرفی
که حیرت رخ ما ز اضطراب بگدازد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۴ - از دیده ام کدام نفس خون نمی رود
گوهر بعدی:غزل ۲۴۶ - هر چه بگزیدم از آن کیش برهمن به بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.