هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربیات و احساسات خود سخن میگوید. او از فداکاریهایش برای به دست آوردن چیزهای ارزشمند مانند عشق و دانش صحبت میکند. شاعر از زیباییهای طبیعت و عشق به عنوان موهبتهایی یاد میکند که با تلاش و فداکاری به دست آورده است. همچنین، او به اهمیت حفظ اسرار و رازداری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی قدیمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۱۷۰۷ - چیزی مگو که گنج نهانی خریدهام
چیزی مگو که گنجِ نَهانی خریدهام
جان دادهام، وَلیک جهانی خریدهام ۱
رویَم چو زَرگر است اَزو این سُخَن شِنو
دادم قُراضهٔ زَر و کانی خریدهام ۲
از چَشمِ تُرکِ دوست چه تیری که خوردهام
وَزْ طاقِ اَبروَشْ چه کَمانی خریدهام ۳
با خَلْق بَسته بَسته بگویم من این حَدیث
با کَس نگویم این زِ فُلانی خریدهام ۴
هر چند بیزبان شده بودم چو ماهییی
دیدم شِکَرلَبیّ و زبانی خریدهام ۵
ناگاه چون درخت بِرُستم میانِ باغ
زان باغِ بینشانه، نشانی خریدهام ۶
گفتم میانِ باغ، خود آن را میانه نیست
لیک از میانِ نیست میانی خریدهام ۷
کردم قِرانْ به مَفْخَرِ تبریز، شَمسِ دین
بیرون زِ هر دو قَرْن قِرانی خریدهام ۸
جان دادهام، وَلیک جهانی خریدهام ۱
رویَم چو زَرگر است اَزو این سُخَن شِنو
دادم قُراضهٔ زَر و کانی خریدهام ۲
از چَشمِ تُرکِ دوست چه تیری که خوردهام
وَزْ طاقِ اَبروَشْ چه کَمانی خریدهام ۳
با خَلْق بَسته بَسته بگویم من این حَدیث
با کَس نگویم این زِ فُلانی خریدهام ۴
هر چند بیزبان شده بودم چو ماهییی
دیدم شِکَرلَبیّ و زبانی خریدهام ۵
ناگاه چون درخت بِرُستم میانِ باغ
زان باغِ بینشانه، نشانی خریدهام ۶
گفتم میانِ باغ، خود آن را میانه نیست
لیک از میانِ نیست میانی خریدهام ۷
کردم قِرانْ به مَفْخَرِ تبریز، شَمسِ دین
بیرون زِ هر دو قَرْن قِرانی خریدهام ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۰۶ - برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۰۸ - ای گوش من گرفته، تویی چشم روشنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.