هوش مصنوعی:
این شعر از ناامیدی و انتظار بیثمر سخن میگوید، جایی که امید به یأس تبدیل شده و عقل در پاسخگویی به مسائل شرعی ناتوان میماند. همچنین، به نقش عنایت الهی در آبادانی دلها و محبت اشاره دارد و در پایان، از زیبایی و جمالی سخن میگوید که حتی قطرهای از آن در آفتاب باقی نمیماند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است.
غزل ۲۷۷ - بیا که در چمن انتظار آب نماند
بیا که در چمن انتظار آب نماند
جمال شاهد امید در نقاب نماند ۱
ز بس که چشمهٔ امید نم نداد برون
فریب تشنه لبان هم با سراب نماند ۲
کدام مسألهٔ شرع در میان افکند
که عقل معرفت آموز در جواب نماند ۳
هدایتی که ز تزویر امتان عناد
امید معرفت آموزی از کتاب نماند ۴
عنایت تو چنان زد صلای معموری
که در دیار محبت دل خراب نماند ۵
تهٔ پیالهٔ حسن تو را مه کنعان
چنان کشید که رشحه ای به آفتاب نماند ۶
بده به دست عنانی، عنان عرفی را
مبین که نیم قدم در ره صواب نماند ۷
جمال شاهد امید در نقاب نماند ۱
ز بس که چشمهٔ امید نم نداد برون
فریب تشنه لبان هم با سراب نماند ۲
کدام مسألهٔ شرع در میان افکند
که عقل معرفت آموز در جواب نماند ۳
هدایتی که ز تزویر امتان عناد
امید معرفت آموزی از کتاب نماند ۴
عنایت تو چنان زد صلای معموری
که در دیار محبت دل خراب نماند ۵
تهٔ پیالهٔ حسن تو را مه کنعان
چنان کشید که رشحه ای به آفتاب نماند ۶
بده به دست عنانی، عنان عرفی را
مبین که نیم قدم در ره صواب نماند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۶ - ز چشمم آب حسرت می تراود
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸ - دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.