هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که زخم‌های عشقش زهرآلود شده و بهبودی دور از دسترس است. همچنین، از ناکامی‌ها و غم‌های بی‌پایان خود می‌نالد و از تقدیر شکایت می‌کند. در نهایت، شاعر از مستی عرفی و ناکامی در رسیدن به مقصود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد، ناکامی و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۲۷۸ - دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد

دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
که از دنبال درد آوارهٔ بهبود می گردد ۱

به مرهم کلفتی نو می شود، هر گه که می بینم
که داغ سینهٔ پروانه آتش سود می گردد ۲

ز طالع تا قیامت برگ غم دارم ، ولی داغم
که گردون در زمان کامرانی بود می گردد ۳

نگاه تلخ کامان دور دار از لعل او ، یارب
که آب زندگی ناگاه زهرآلود می گردد ۴

ندانم از کدامین باده مستی می کند عرفی
که ناکامی طلب در کعبهٔ مقصود می گردد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۷ - بیا که در چمن انتظار آب نماند
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹ - هر جا که هست او غمزه زن، آن غمزه آیین می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.