هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عرفی شیرازی، بیانگر احساسات عمیق عاشقانه، درد فراق، و تمایل به وصال معشوق است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، امید، ناکامی، و جستجوی معنا در رنج‌ها سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به داستان‌های عرفانی مانند لیلی و مجنون و موسی و شبان دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به پیش‌زمینه‌ای از ادبیات فارسی دارد.

غزل ۲۹۷ - دوش دل آرایش بزمش تمنا کرده بود

دوش دل آرایش بزمش تمنا کرده بود
دیدهٔ امید را مست تماشا کرده بود ۱

جان ز شرم ناکسی، داخل نمی شد در بدن
در حریم سینه کز اول غمت جا کرده بود ۲

وصل لیلی مطلب مجنون نبود، او را مدام
لذت آوارگی ها، دشت پیما کرده بود ۳

ای طبیب از آه من کون و مکان در آتش است
گر دوا می داشت ، درد من ، مسیحا کرده بود ۴

حسن را، از شیوه ها، گاهی بود، میلی به ناز
ورنه موسی، بی طلب، صد ره تماشا کرده بود ۵

در ملامت صبر کن، عرفی، که آخر فیص عشق
زین چمن گل ها به دامان زلیخا کرده بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۶ - گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۸ - ای گریه ریزشی، که بلا کم نمی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.