خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از بلاها و جفاهای زندگی است، اما در عین حال امید به لطف و بخشش الهی را حفظ کرده است. شاعر از عشق و زیبایی و اتحاد سخن میگوید و اشاره میکند که با وجود همه مشکلات، امید و عشق در دلش زنده است. همچنین، او از ریا و نفاق در جامعه ابراز ناراحتی میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ریا نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۲۹۸ - ای گریه ریزشی، که بلا کم نمی شود
ای گریه ریزشی، که بلا کم نمی شود
سیلی که کرد جور و جفا، کم نمی شود ۱
صحت در آرزوی دلم ماند و همچنان
از لطف او امید دوا کم نمی شود ۲
نازم به حسن و عشق که از جام اتحاد
مستند و درمیانه حیا کم نمی شود ۳
خاصیت نیاز نگه گن، که جود دوست
عالم گرفت و فقر گدا کم نمی شود ۴
خواهی به گلشنم بر و خواهی به چشمه سار
دردم به نقل آب و هوا کم نمی شود ۵
خون می چکدز طاعت عرفی، هزار حیف
کز باغ او نسیم ریا کم نمی شود ۶
سیلی که کرد جور و جفا، کم نمی شود ۱
صحت در آرزوی دلم ماند و همچنان
از لطف او امید دوا کم نمی شود ۲
نازم به حسن و عشق که از جام اتحاد
مستند و درمیانه حیا کم نمی شود ۳
خاصیت نیاز نگه گن، که جود دوست
عالم گرفت و فقر گدا کم نمی شود ۴
خواهی به گلشنم بر و خواهی به چشمه سار
دردم به نقل آب و هوا کم نمی شود ۵
خون می چکدز طاعت عرفی، هزار حیف
کز باغ او نسیم ریا کم نمی شود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۷ - دوش دل آرایش بزمش تمنا کرده بود
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹ - کدام لحظه دلم گرد غم نمی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.