هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از امید و شوق به پرواز و وصال سخن میگوید، اما با وجود نشانههای راه، از نفاق و هوسبازی اطرافیان گلایه میکند. او عشق و رازهایش را با روحالامین در میان میگذارد و از بازیهای عشق با دل سخن میگوید. در نهایت، شادی را قربانی میبیند و از عرفی غازی و شجاعتش تمجید میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و برخی اشارات به نفاق و هوسبازی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به درک بالاتری دارد.
غزل ۳۰۶ - باز شاهین امیدم اوج پروازی کند
باز شاهین امیدم اوج پروازی کند
لیک شوقم در هوای وصل شهبازی کند ۱
تا نشانی هست در راه، از سم گلگون فیض
بانگ بر شبدیز جان زن که سبکبازی کند ۲
با هوسناکان نفاق آمیز دارم صحبتی
عندلیب قدس با زاغان هم آوازی کند ۳
دین اگر این است که این جمع پرشان را بود
برهمن بر اهل دل شاید که طنازی کند ۴
راز عشق از این تراوش می کند، از من مرنج
گر بود روح الامین محرم، که غمازی کند ۵
صحبت بیگانه بندد، دست شوخی های عشق
عشق را در پرده بر، تا با دلت بازی کند ۶
فوج شادی را به خون افکنده است، دیگر دل کجاست
کآفرین بر دست و تیغ عرفی غازی کند ۷
لیک شوقم در هوای وصل شهبازی کند ۱
تا نشانی هست در راه، از سم گلگون فیض
بانگ بر شبدیز جان زن که سبکبازی کند ۲
با هوسناکان نفاق آمیز دارم صحبتی
عندلیب قدس با زاغان هم آوازی کند ۳
دین اگر این است که این جمع پرشان را بود
برهمن بر اهل دل شاید که طنازی کند ۴
راز عشق از این تراوش می کند، از من مرنج
گر بود روح الامین محرم، که غمازی کند ۵
صحبت بیگانه بندد، دست شوخی های عشق
عشق را در پرده بر، تا با دلت بازی کند ۶
فوج شادی را به خون افکنده است، دیگر دل کجاست
کآفرین بر دست و تیغ عرفی غازی کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۵ - ترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند
گوهر بعدی:غزل ۳۰۷ - چو مرغ سدره که در آشیان بیاساید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.