هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. شاعر از مستی عشق، شجاعت در میدان طلب، و پذیرش سرنوشت سخن میگوید. همچنین به موضوعاتی مانند ناز معشوق، تغافل، و نگاهی که جان را سیراب میکند اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند 'کشته شدن' و 'اجل' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۳۱۷ - مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود
مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود
شیر مست است که در بیشهٔ شمشیر شود ۱
چشم شایستهٔ دیدار فرو می بندم
بر سِتم نیست اگر کار اجل دیر شود ۲
مرد میدان تو را ناز کُشد، نی شمشیر
تا بود ناز، چرا کشتهٔ شمشیر شود ۳
گر به عرفی نظرت نیست، تغافل چه ضرور
می توان کرد نگاهی که ز جان سیر شود ۴
شیر مست است که در بیشهٔ شمشیر شود ۱
چشم شایستهٔ دیدار فرو می بندم
بر سِتم نیست اگر کار اجل دیر شود ۲
مرد میدان تو را ناز کُشد، نی شمشیر
تا بود ناز، چرا کشتهٔ شمشیر شود ۳
گر به عرفی نظرت نیست، تغافل چه ضرور
می توان کرد نگاهی که ز جان سیر شود ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۶ - لب حرف شفا گفت، دلِ سوخته تب کرد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۸ - غم چو شبخون می زند، هان دوستان لشگر کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.