هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر درد و رنج عاشقانه، جدایی از معشوق و ناامیدی از دنیای ریاکارانه است. شاعر از غمهایش میگوید، از بیوفایی معشوق شکایت دارد و به ریاکاری زاهدان اشاره میکند. در نهایت، رندان را به لطف معشوق امیدوار میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همچنین انتقادهای اجتماعی موجود در شعر، برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. این شعر نیاز به درک نسبی از عشق، رنج و ریاکاری دارد که معمولاً در سنین پایینتر به خوبی درک نمیشود.
غزل ۳۳۶ - از مرگ من آن عشوه نما را که خبر کرد
از مرگ من آن عشوه نما را که خبر کرد
آن فتنهٔ ماتم زده ها را که خبر کرد ۱
افسانهٔ غم های تو گویند به نوحه
از درد دلم اهل عزا که خبر کرد ۲
گویند که آشفتگئی هست درآن زلف
زین غم، که فزون باد، صبا را که خبر کرد ۳
بودند به هم گرم نگاه من و معشوق
بیگانگی آموز حیا را که خبر کرد ۴
خلد از تو نگیرند شهیدان محبت
از جود تو این مشت گدا را که خبرکرد ۵
در صومعه زهاد نهان باده گسارند
از شیوهٔ ما اهل ریا را که خبر کرد ۶
عرفی به تو رندان ته خم لطف نمودند
از تیرگی ات اهل صفا را که خبر کرد ۷
آن فتنهٔ ماتم زده ها را که خبر کرد ۱
افسانهٔ غم های تو گویند به نوحه
از درد دلم اهل عزا که خبر کرد ۲
گویند که آشفتگئی هست درآن زلف
زین غم، که فزون باد، صبا را که خبر کرد ۳
بودند به هم گرم نگاه من و معشوق
بیگانگی آموز حیا را که خبر کرد ۴
خلد از تو نگیرند شهیدان محبت
از جود تو این مشت گدا را که خبرکرد ۵
در صومعه زهاد نهان باده گسارند
از شیوهٔ ما اهل ریا را که خبر کرد ۶
عرفی به تو رندان ته خم لطف نمودند
از تیرگی ات اهل صفا را که خبر کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۵ - سرم ز وصل نهانی بلند خواهد شد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۷ - گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.