هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و احساسی، مانند چکیدن دل، رفتن دین، و تپیدن آرام در خون، عمق رنج و اشتیاق خود را بیان میکند. همچنین، امید و ناامیدی در کنار هم دیده میشوند، مانند نسیم مژده از وصل و گل دمیدن از خون دل.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'آرام در خون میتپد' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۳۴۴ - هر جا که مست و غمزه زن، آن عشوه آئین می رود
هر جا که مست و غمزه زن، آن عشوه آئین می رود
دل می چکد، جان می دهد، سر می برد، دین می رود ۱
از وعده گاه وصل او، هر شام تا غمخانه ام
آرام در خون می تپد، امید غمگین می رود ۲
گویا ز عیش آباد وصل، آمد نسیم مژده ای
کز خون دل گل می دمد، وز روی غم چین می رود ۳
گر یار شادی نیست دل، هر گه که نامش می برد
بهر چه غم را بر زبان، صد گونه نفرین می رود ۴
خیزد دعایی از لبم، کز معبد ناقوسیان
تا خلوت حسن قبول، آشوب آمین می رود ۵
دل می چکد، جان می دهد، سر می برد، دین می رود ۱
از وعده گاه وصل او، هر شام تا غمخانه ام
آرام در خون می تپد، امید غمگین می رود ۲
گویا ز عیش آباد وصل، آمد نسیم مژده ای
کز خون دل گل می دمد، وز روی غم چین می رود ۳
گر یار شادی نیست دل، هر گه که نامش می برد
بهر چه غم را بر زبان، صد گونه نفرین می رود ۴
خیزد دعایی از لبم، کز معبد ناقوسیان
تا خلوت حسن قبول، آشوب آمین می رود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۳ - گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۵ - بازم به طوف کعبه احرام تازه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.