هوش مصنوعی:
این متن شعری است که بر اهمیت شراب (نمادین) و عشق در زندگی تأکید دارد و بیان میکند که بدون اینها، زندگی بیمعناست. همچنین، از عافیتطلبی و دوری از رنجهای عشق انتقاد میکند.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم نمادین مانند شراب و عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین فلسفی و عرفانی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۴۷ - خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد
خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد
دمی که جام شراب نداشت، آب نخورد ۱
ز نقص تشنه لبی دان، به عقل خویش مناز
دلت فریب گر از جلوهٔ شراب نخورد ۲
کسی ارادهٔ جولان عافیت ننمود
که زخم تیر بلا پای در رکاب نخورد ۳
رود به چشمهٔ حیوان و تشنه لب باز آید
کسی که از دم عشق تو آفتاب نخورد ۴
چه روستایی بی مشربی است این عرفی
که توبه کرد و می از دست آفتاب نخورد ۵
دمی که جام شراب نداشت، آب نخورد ۱
ز نقص تشنه لبی دان، به عقل خویش مناز
دلت فریب گر از جلوهٔ شراب نخورد ۲
کسی ارادهٔ جولان عافیت ننمود
که زخم تیر بلا پای در رکاب نخورد ۳
رود به چشمهٔ حیوان و تشنه لب باز آید
کسی که از دم عشق تو آفتاب نخورد ۴
چه روستایی بی مشربی است این عرفی
که توبه کرد و می از دست آفتاب نخورد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۶ - گشتم اندر دل خوبان، همه خوبان خودند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۸ - کسی به دیدهٔ ناموس خار می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.