هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند ناامیدی از زمانه، ارزش دل و عشق، و بیوفایی دنیا میپردازد. شاعر از بیاعتنایی زمانه به اهل دل شکایت دارد و بر اهمیت دل و عشق در برابر مادیات تأکید میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند لیاقت، قربانی شدن برای حق، و انتظار برای یار اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشند.
غزل ۳۴۸ - کسی به دیدهٔ ناموس خار می آید
کسی به دیدهٔ ناموس خار می آید
که پاسخ سخنش ناگوار می آید ۱
زمانه اهل دلی نیستش، نمی دانم
که بوی دل ز کدامین دیار می آید ۲
دلی به روشنی آفتاب خنده زند
که از زیارت شب های تار می آید ۳
هزار جان گرامی به نرخ جو نخرند
به عالمی که در او دل به کار می آید ۴
گر از لیاقت خود شیخ آگهی یابد
ز صدر صومعه تا پای دار می آید ۵
گذشت مدت همخانگی جان، عرفی
ز غیر خانه تهی کن که یار می آید ۶
که پاسخ سخنش ناگوار می آید ۱
زمانه اهل دلی نیستش، نمی دانم
که بوی دل ز کدامین دیار می آید ۲
دلی به روشنی آفتاب خنده زند
که از زیارت شب های تار می آید ۳
هزار جان گرامی به نرخ جو نخرند
به عالمی که در او دل به کار می آید ۴
گر از لیاقت خود شیخ آگهی یابد
ز صدر صومعه تا پای دار می آید ۵
گذشت مدت همخانگی جان، عرفی
ز غیر خانه تهی کن که یار می آید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۷ - خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۹ - شبی که در قدم وصل یار می گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.