هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی از بیدل دهلوی، به زیبایی‌های آفرینش، نقش انسان در جهان و ارتباط او با عالم قدس می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند خلقت، تجدد، زمان و خیال پرداخته است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا، نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی است.

غزل ۱۴۳۵ - اول ،‌در عدم‌، دهنت باز می‌کند

اول ،‌در عدم‌، دهنت باز می‌کند
تاکاف و نون تهیهٔ آواز می‌کند ۱

آهنگ صور خیز تو در هر نفس زدن
ساز هزار عالم ناساز می‌کند ۲

هرگاه می‌دهی به زبان رخصت سخن
جبریل بال می‌زند و ناز می‌کند ۳

نیرنگ اعتبار بهار تجددت
با هم چه رنگها که نه‌ گلباز می‌کند ۴

شام ابد به جیب تو سر می‌برد فرو
صبح ازل زتو سخن آغاز می‌کند ۵

هر رنگ و بو که می‌دمد از نوبهار صنع
آیینهٔ خیال تو پرداز می‌کند ۶

گر فطرت تو پر نزند در فضای قدس
خاک فسرده راکه فلکتاز می‌کند ۷

زبن‌باغ ‌نی دمیدن صبحی‌ و نی‌ گلی‌ست
سحرآفرین تبسمت اعجاز می‌کند ۸

این عرصه تا کجا نشود پایمال ناز
رخش تعین تو تک و تاز می‌کند ۹

روز و شبی در انجمن اعتبار نیست
چشم تو می‌زند مژه و باز می‌کند ۱۰

بیدل تآملی که در این گلشن خیال
رنگ شکستهٔ تو چه پرواز می‌کند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۳۴ - درگلستانی‌که حسنش جلوه‌ای سر می‌کند
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳۶ - گر جنونم ناله واری نذر بلبل می‌کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.