هوش مصنوعی:
این متن شعری است که مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را بیان میکند. شاعر از تحولات و دگرگونیهایی سخن میگوید که در جهان و درون انسان رخ میدهد. او از تبدیل تاریکی به نور، ضعف به قدرت، و ناامیدی به امید صحبت میکند. شاعر تأکید میکند که با وجود همه مشکلات و محدودیتها، راهحلهایی وجود دارد و انسان میتواند به تعالی برسد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد حاصل میشود.
غزل ۱۷۲۹ - اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
اگر چه شَرط نَهادیم و اِمْتِحان کردیم
زِ شرطها بِگُذشتیم و رایگان کردیم ۱
اگر چه یک طَرَف از آسْمان زمینی شُد
نه پاره پاره زمین را هم آسْمان کردیم؟ ۲
اگر چه بامِ بُلند است آسْمان، مَگُریز
چه غَم خوری زِ بُلندی، چو نردبان کردیم ۳
پَرَت دَهیم که چون تیر بر فَلَک بِپَری
اگر زِ غَمْ تَنِ بیچاره را کَمان کردیم ۴
اگر چه جانْ مَدَدِ جسم شُد، کثیفی یافت
لَطافَتَش بِنِمودیم و باز جان کردیم ۵
اگر تو دیوی، ما دیو را فرشته کنیم
وَگَر تو گُرگی، ما گُرگ را شَبان کردیم ۶
تو ماهییی که به بَحْرِ عَسَل بِخواهی تاخت
هزار بارَت از آن شَهْد در دَهان کردیم ۷
اگر چه مُرغِ ضعیفی، بِجویْ شاخِ بُلند
بَرین درختِ سعادت که آشیان کردیم ۸
بگیر مُلْکِ دو عالَم، که مالِکُ الْمُلْکیم
بیا به بَزم، که شمشیر در میان کردیم ۹
هزار ذَرّه از این قُطبْ آفتابی یافت
بَسا قُراضهٔ قَلْبی که ماش کان کردیم ۱۰
بَسا یخی بِفَسُرده کَزْ آفتابِ کَرَم
فَسُردگیش بِبُردیم و خوش رَوان کردیم ۱۱
گَر آبِ روحْ مُکَدَّر شُد اَنْدَرین گِرداب
زِ سیلها و مَدَدهاشْ خوش عِنان کردیم ۱۲
چرا شِکُفته نباشی؟ چو بَرگ میلَرزی؟
چه ناامیدی از ما؟ کِه را زیان کردیم؟ ۱۳
بَسا دلی که چو بَرگِ درخت میلَرزید
به آخِرَش بِگُزیدیم و باغبان کردیم ۱۴
اَلَستُ گفتیم از غَیب و تو بلی گفتی
چه شُد بلیِّ تو، چون غَیب را عِیان کردیم؟ ۱۵
پَنیرِ صدق بگیر و به باغِ روح بیا
که ما بلیِّ تو را باغ و بوستان کردیم ۱۶
خَموش باش که تا سَر به سَر زبان گردی
زبان نبود زبانِ تو، ما زبان کردیم ۱۷
زِ شرطها بِگُذشتیم و رایگان کردیم ۱
اگر چه یک طَرَف از آسْمان زمینی شُد
نه پاره پاره زمین را هم آسْمان کردیم؟ ۲
اگر چه بامِ بُلند است آسْمان، مَگُریز
چه غَم خوری زِ بُلندی، چو نردبان کردیم ۳
پَرَت دَهیم که چون تیر بر فَلَک بِپَری
اگر زِ غَمْ تَنِ بیچاره را کَمان کردیم ۴
اگر چه جانْ مَدَدِ جسم شُد، کثیفی یافت
لَطافَتَش بِنِمودیم و باز جان کردیم ۵
اگر تو دیوی، ما دیو را فرشته کنیم
وَگَر تو گُرگی، ما گُرگ را شَبان کردیم ۶
تو ماهییی که به بَحْرِ عَسَل بِخواهی تاخت
هزار بارَت از آن شَهْد در دَهان کردیم ۷
اگر چه مُرغِ ضعیفی، بِجویْ شاخِ بُلند
بَرین درختِ سعادت که آشیان کردیم ۸
بگیر مُلْکِ دو عالَم، که مالِکُ الْمُلْکیم
بیا به بَزم، که شمشیر در میان کردیم ۹
هزار ذَرّه از این قُطبْ آفتابی یافت
بَسا قُراضهٔ قَلْبی که ماش کان کردیم ۱۰
بَسا یخی بِفَسُرده کَزْ آفتابِ کَرَم
فَسُردگیش بِبُردیم و خوش رَوان کردیم ۱۱
گَر آبِ روحْ مُکَدَّر شُد اَنْدَرین گِرداب
زِ سیلها و مَدَدهاشْ خوش عِنان کردیم ۱۲
چرا شِکُفته نباشی؟ چو بَرگ میلَرزی؟
چه ناامیدی از ما؟ کِه را زیان کردیم؟ ۱۳
بَسا دلی که چو بَرگِ درخت میلَرزید
به آخِرَش بِگُزیدیم و باغبان کردیم ۱۴
اَلَستُ گفتیم از غَیب و تو بلی گفتی
چه شُد بلیِّ تو، چون غَیب را عِیان کردیم؟ ۱۵
پَنیرِ صدق بگیر و به باغِ روح بیا
که ما بلیِّ تو را باغ و بوستان کردیم ۱۶
خَموش باش که تا سَر به سَر زبان گردی
زبان نبود زبانِ تو، ما زبان کردیم ۱۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۷
۱۰۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۲۸ - مرا اگر تو نخواهی، منت به جان خواهم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۳۰ - چه روز باشد کین جسم و رسم بنوردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.