هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناامیدی و یأس از وضعیت جهان و اجتماع می‌پردازد. شاعر از عشق و تقدیر شکسته سخن می‌گوید و از تلاش‌های بی‌ثمر و اجتماع وهم‌آلود انتقاد می‌کند. او به بی‌ثباتی و نابسامانی‌های زندگی اشاره کرده و از غم دنیا و ناتوانی در رهایی از آن می‌نالد. در پایان، شاعر به رسوایی و عبرت‌گیری از این شرایط اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، انتقادهای اجتماعی سنگین، و مضامین یأس‌آور است که درک آن‌ها برای مخاطبان زیر 18 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رسوایی نیاز به بلوغ فکری دارند.

غزل ۱۵۰۷ - روزی‌ که عشق رنگ جهان نقش بسته بود

روزی‌ که عشق رنگ جهان نقش بسته بود
تقدیر، نوک خامهٔ صنعت شکسته بود ۱

عیش و غمی که نوبر باغ تجدد است
چندین هزار مرتبه ازیاد جسته بود ۲

خاک تلاش‌ کرد به سر، خلق بی‌تمیز
ورنه غبار وادی مطلب نشسته بود ۳

این اجتماع وهم بهار دگر نداشت
رنگ پریدهٔ گل تحقیق دسته بود ۴

ربط‌ کلام خلق نشد کوک اتفاق
تاری‌ که داشت ساز تعین ‌گسسته بود ۵

عمری‌ست پاس وضع قناعت وبال ماست
وارستگی هم از غم دنیا نرسته بود ۶

کس جان به در نبرد زآفات ما و من
سرها فکنده دم تیغ دو دسته بود ۷

دیدیم عرض قافلهٔ اعتبارها
جمعیتی که داشت همین بار بسته بود ۸

بیدل نه رنگ بود و نه بویی در چمن
رسواییی به چهره عبرت نشسته بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۶ - چون شرر اقبال هستی بسکه فرصت‌کاه بود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۸ - هرکه را دیدم ز لاف ما و من شرمنده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.