هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از جامی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیبا، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و مفاهیم عرفانی مانند مستی، شوریدگی و رهایی از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند ساغر، زلف پریشان، لاله و تیغ مژه برای توصیف حالات خود استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عرفانی و استعاره‌های پیچیده‌ای است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

غزل ۱۷۱۴ - جامی مگر از بزم حیا در زده‌ای باز

جامی مگر از بزم حیا در زده‌ای باز
کاتش به دل شیشه و ساغر زده‌ای باز ۱

آن زلف پریشان زده‌ای شانه ندانم
بر دفتر دلها ز چه مسطر زده‌ا‌ی باز ۲

برگوشهٔ دستار تو آن لالهٔ سیراب
لخت جگر کیست‌ که بر سر زده‌ای باز ۳

ای ساغر تبخاله از این تشنه سلامی
خوش خیمه بر آن چشمهٔ ‌کوثر زده‌ای باز ۴

مخموری و مستی همه فرش است به راهت
چون چشم خود امروز چه ساغر زده‌ای باز ۵

ابر چه بهار است‌که بر بسمل نازت
تیغ مژه با برق برابر زده‌ای باز ۶

هشدار که پرواز غرورت نرباید
دل بیضهٔ وهم است و ته پر زده‌ای باز ۷

برهستی موهوم مچین خجلت تحقیق
بر کشتی درویش چه لنگر زده‌ای باز ۸

از خاک دمیدن به قبا صرفه ندارد
ای گل زگریبان که سر برزده‌ای باز ۹

بیدل ز فروغ‌ گهر نظم جهانتاب
دامن به چراغ مه و اختر زده‌ای باز ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۱۳ - از جیب هزار آینه سر بر زده‌ای باز
گوهر بعدی:غزل ۱۷۱۵ - چو شمع غره مشو چشم بر حیا انداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.