هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر سبک هندی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، جستجوی معنا، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از هوسهای گذرا، آشوب زندگی، و نیاز به تغییر در نگرش سخن میگوید. او از عیبها و هنرهای مردم چشمپوشی میکند و به صلح و جنگ به یکسان مینگرد. شعر با تصاویری مانند غبار، آتش، و آبگهر، حالتی عرفانی و فلسفی دارد و در نهایت به مرگ و فراموشی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی این شعر برای درک و ارتباط برقرار کردن، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند مرگ و ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۷۱۶ - سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
پرواز به جایی نتوان برد پر انداز ۱
هرجا تویی آشوب همین دود و غبار است
از خویش برآ طرح جهان دگر انداز ۲
شوریکه ز زیر و بم این پرده شنیدی
حرف لبگنگشکن و درگوشکر انداز ۳
رسوایی عیب و هنر خلق میندیش
ضبط مژه کن پردهٔ ناموس درانداز ۴
صلح و جدل عالم افسرده مساویست
رو آتش یاقوت در آبگهر انداز ۵
این عرصه اشارتگه ابروی هلالیست
اینجا به دم تیغ برون آ سپر انداز ۶
کمفرصتی عمر غبار نفسم را
دادهست ردایی که به دوش سحر انداز ۷
گر از تو سراغ من گمگشته بپرسند
بردارکفی خاک و به چشم اثر انداز ۸
شیرینی جان نیست گلوسوز چو شمعم
ای صبح تبسم نمکی در شکر انداز ۹
نامحرم عبرتکدهٔ دل نتوان بود
این خانه بروب از خود و بیرون در انداز ۱۰
ما خود نرسیدیم به تحقیق میانش
گر دسترسا هست تو هم درکمر انداز ۱۱
پرسیدم از آوارگی دربهدری چند
گفتند مپرسید از آن خانه برانداز ۱۲
بیدل ز تو تا من نتوان فرق نمودن
گر آینه خواهی به مزارم نظر انداز ۱۳
پرواز به جایی نتوان برد پر انداز ۱
هرجا تویی آشوب همین دود و غبار است
از خویش برآ طرح جهان دگر انداز ۲
شوریکه ز زیر و بم این پرده شنیدی
حرف لبگنگشکن و درگوشکر انداز ۳
رسوایی عیب و هنر خلق میندیش
ضبط مژه کن پردهٔ ناموس درانداز ۴
صلح و جدل عالم افسرده مساویست
رو آتش یاقوت در آبگهر انداز ۵
این عرصه اشارتگه ابروی هلالیست
اینجا به دم تیغ برون آ سپر انداز ۶
کمفرصتی عمر غبار نفسم را
دادهست ردایی که به دوش سحر انداز ۷
گر از تو سراغ من گمگشته بپرسند
بردارکفی خاک و به چشم اثر انداز ۸
شیرینی جان نیست گلوسوز چو شمعم
ای صبح تبسم نمکی در شکر انداز ۹
نامحرم عبرتکدهٔ دل نتوان بود
این خانه بروب از خود و بیرون در انداز ۱۰
ما خود نرسیدیم به تحقیق میانش
گر دسترسا هست تو هم درکمر انداز ۱۱
پرسیدم از آوارگی دربهدری چند
گفتند مپرسید از آن خانه برانداز ۱۲
بیدل ز تو تا من نتوان فرق نمودن
گر آینه خواهی به مزارم نظر انداز ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۱۵ - چو شمع غره مشو چشم بر حیا انداز
گوهر بعدی:غزل ۱۷۱۷ - کی رود از خاطر آشفتهام سودای ناز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.