هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر پیچیده، به موضوعاتی مانند ناپایداری دنیا، رنج‌های انسانی، بی‌فایده بودن برخی تلاش‌ها، و پیچیدگی‌های ذهن و مغز انسان می‌پردازد. شاعر با زبانی نمادین و گاه تلخ، از ناکامی‌ها و دشواری‌های زندگی سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم پیچیده‌ی فلسفی و عرفانی است و از استعاره‌های سنگینی استفاده کرده که درک آن‌ها برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه ممکن است برای کودکان و نوجوانان مناسب نباشد.

غزل ۱۷۲۱ - پوچ است سر به سر فلک بی‌مدار مغز

پوچ است سر به سر فلک بی‌مدار مغز
چون شیشه زین ‌کدو مطلب زینهار مغز ۱

راحت‌کند به سختی ایام نرمخو
از استخوان به خویش برآرد حصار مغز ۲

ذوق جفا ز طینت خاصان نمی‌رود
چون پوست مشکل است دهد آشکار مغز ۳

سرها ز بس فشردهٔ افسون وحشت است
چون نارگیل می‌کند از خودکنار مغز ۴

نقد است انتقام شکفتن در این چمن
جوش شکوفه می‌کشد از شاخسار مغز ۵

از بس که دیده در ره تیر تو دوختیم
چون استخوان سفید شد از انتظار مغز ۶

ناصح مکش ترانهٔ عبرت به‌گوش من
دارم سری که کاشته در پنبه‌زار مغز ۷

ناز سبو به سرخوشی باده می‌کشند
آتش به پوست زن‌ که نیاید به‌ کار مغز ۸

عمری‌ست آسمان به هوا چرخ می‌زند
گردش نرفت از این سر بی‌اعتبار مغز ۹

بیمعرفت به فتوی تحقیق کشتنی است
از هر سری که مغز ندارد برآر مغز ۱۰

کو سر که فال عشرت سامان زند کسی
نبود حباب قابل یک قطره‌وار مغز ۱۱

بیدل دماغ سوختهٔ طرز فکر را
مانند نال خامه دمد تار تار مغز ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۲۰ - هر کجا آیینهٔ ما گردد از زنگار سبز
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲۲ - عمری خیال پخت سر گیر و دار مغز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.