هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که تمام وجودش در گرو معشوق است و بدون او نمی‌تواند زندگی کند. شاعر از قدرت و تأثیر معشوق بر خود می‌گوید و اینکه معشوق او را از دنیا جدا کرده و به او هویت بخشیده است. همچنین، شاعر از وفاداری خود به معشوق و دوری از نفاق و تزویر سخن می‌گوید و در نهایت از درد دوری و تأخیر در وصال شکایت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۷۵۷ - همتم شد بلند و تدبیرم

هِمَّتَم شُد بُلند و تَدبیرم
جُز به پیشِ تو من نمی‌میرم ۱

تو دَهانم گرفته‌یی که خَموش
تو دَهان­گیر و من جَهان‌گیرم ۲

زان زِ عالَم رُبوده‌ام حَلْقه
که به دستِ تو است زَنجیرم ۳

پیرْ ما را زِ سَر جوان کرده‌ست
لاجَرَم هم جوان و هم پیرم ۴

چون گُشادِ من از کَمانِ تو است
راست رو، خَصْم دوزْ چون تیرم ۵

با گُشادَت چه جایِ تیر و کَمان
هر دو را بِشْکَنم، بِنَپْذیرم ۶

دیدنِ غیرِ تو نِفاق بُوَد
من نه مَردِ نِفاق و تَزویرم ۷

با من آمیختی چو شِکَّر و شیر
چون شِکَر دَرگُداز از آن شیرم ۸

طاقَتَم طاق شُد زِ جُفتیِ خویش
درمَیَفکَن دِگَر به تَاخیرم ۹

دَردِ تَاخیر چون بَرآرَد دود
بَررَوَد تا اَثیرْ تَاثیرم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۵۶ - تا به جان مست عشق آن یارم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵۸ - در وصالت چرا بیاموزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.