هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از بی‌رنگی و بی‌نشانی خود سخن می‌گوید و به جستجوی هویت حقیقی خویش می‌پردازد. او از اسرار وجود، فنا و بقا، و ارتباطش با عالم هستی صحبت می‌کند و در نهایت به دیدار شمس تبریز اشاره می‌کند که برایش نماد دریای بی‌کران و گنج بی‌پایان است.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. مخاطب جوان‌تر ممکن است در فهم این مفاهیم دچار مشکل شود.

غزل ۱۷۵۹ - اه چه بی‌‌رنگ و بی‌نشان که منم

اَه چه بی‌‌رنگ و بی‌نشان که مَنَم
کِی بِبینم مرا چُنان که مَنَم؟ ۱

گفتی اسرار در میان آوَر
کو میانْ اَنْدَرین میان که مَنَم؟ ۲

کِی شود این رَوانِ من ساکِن؟
این چُنین ساکِنِ رَوان که مَنَم ۳

بَحْرِ من غَرقه گشت هم در خویش
بوالْعَجَب بَحْرِ بی‌کَران که مَنَم ۴

این جهانْ و آن جهانْ مرا مَطَلَب
کین دو گُم شُد در آن جهان که مَنَم ۵

فارغ از سودم و زیانْ چو عَدَم
طُرفه بی‌سود و بی‌­زیان که مَنَم ۶

گفتم ای جان تو عینِ مایی، گفت
عین چِبْوَد دَرین عِیان که مَنَم ۷

گفتم آنی، بِگُفت های، خَموش
در زبان نامَده­ست آن که مَنَم ۸

گفتم اَنْدَر زبان چو در نامَد
اینْت گویایِ بی‌­زبان که مَنَم ۹

می‌شُدم در فَنا چو مَهْ بی‌­پا
اینْت بی‌پایِ پادَوان که مَنَم ۱۰

بانگ آمد چه می‌دَوی؟ بِنْگَر
در چُنین ظاهرِ نَهان که مَنَم ۱۱

شَمسِ تبریز را چو دیدم من
نادره بَحْر و گنج و کان که مَنَم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۰۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۵۸ - در وصالت چرا بیاموزم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶۰ - به خدایی که در ازل بوده‌ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.