هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، به بیان احساسات و اندیشه‌های شاعر دربارهٔ محیط زندگی، طبیعت، عشق، تنهایی و آزادی می‌پردازد. شاعر از محیط اطراف خود به عنوان نمادی از تغییرات و ناپایداری‌های زندگی یاد می‌کند و به مفاهیمی مانند تسلیم، شوق، اندیشه‌های انقلابی، غربت و ضعف انسان‌ها اشاره دارد. همچنین، شعر به رابطه‌ی انسان با طبیعت و درک عمیق از هستی می‌پردازد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین نیاز به درک بالاتری از ادبیات و تجربه‌ی زندگی دارند.

غزل ۱۸۵۱ - گشتم از بی‌دست و پاییها به خشک و تر محیط

گشتم از بی‌دست و پاییها به خشک و تر محیط
کشتی از تسلیم پیدا کرد ساحل در محیط ۱

قاصدان شوق یکسر ناخدایی می‌کنند
موجها دارد ز چشمم تا در دلبر محیط ۲

دل به هر اندیشه فال انقلابی می‌زند
می‌کند از هر نسیمی نسخهٔ ابتر محیط ۳

گر چنین افسردگی جوشد زطبع روزگار
رفته رفته می‌خزد در دیدهٔ‌ گوهر محیط ۴

شوخی برگ نگه در دیدهٔ آیینه نیست
همچو گوهر موج ما را گشت چشم‌ تر محیط ۵

طبع چون ممتاز اعیان شد وطن هم غربتست
می‌کند حاصل ‌گهر گرد یتیمی در محیط ۶

هر قدر ساز تعلق بیش‌، وحشت بیشتر
می‌گشاید در خور امواج بال و پر محیط ۷

شفقت حال ضعیفان بر بزرگان ننگ نیست
خار و خس را همچو گل جا می‌هد بر سر محیط ۸

چون به عزلت خو گرفتی فکر آزادی خطاست
آب‌ گوهر گشته نتواند شدن دیگر محیط ۹

چشم حیران مرا آیینه‌ای فهمیده است
در طلسم‌ گوهر من نیست بی‌لنگر محیط ۱۰

محرم او کیست‌،‌ گرد خویش می‌گردیده باش
حلقه‌ای دارد ز گردابت برون در محیط ۱۱

دستگاه مستی ارباب معنی باده نیست
بیدل از چشم تر خود می‌کشد ساغر محیط ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۵۰ - بر جنون نتوان شد از عقل ادب‌پرور محیط
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵۲ - نشکسته ساغر عاریت ز حصول آب بقا چه حظ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.