هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی به موضوعات وحدت، دوری از تفرقه، اهمیت ادب و فضایل اخلاقی، و بیثباتی دنیا میپردازد. شاعر تأکید میکند که هیچ فضیلتی بدون ادب به دست نمیآید و از وابستگی به دنیا و هوسهای گذرا انتقاد میکند. او همچنین به بیفایده بودن جمعآوری ثروت و افتخارات دنیوی اشاره کرده و خواننده را به تفکر و عبرتگیری از زندگی دعوت مینماید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
غزل ۱۸۵۵ - غبار تفرقه هر جا بود مقابل جمع
غبار تفرقه هر جا بود مقابل جمع
به هم رسیدن لبهاست قاصد دل جمع ۱
ندیده هیچکس از کارگاه کسب و کمال
به غیر وضع ادب صورت فضایل جمع ۲
دمی فراهم شیرازهٔ تأمل باش
کتاب معنیات اجزا شد از دلایل جمع ۳
به کارگاه هوس احتیاجت این همه نیست
تو فرد ملک غنایی مباش سایل جمع ۴
مدوز کیسه به وهم ذخیرهٔ انفاس
که این نقود پراکنده نیست قابل جمع ۵
کجا بریم غم ذلت گرانجانی
که میکشیم به یک ناقه بار محمل جمع ۶
تو در خیال تعلق فسردهای ورنه
همان جداست چه خاک و چه آب در گل جمع ۷
نرست موجی ازین بحر بیتلاش گهر
تو هم بتاز دو روزی به حسرت دل جمع ۸
حساب عبرتی از پیش پا مشو غافل
چو اشک شمع همان خرجگیر داخل جمع ۹
هزار خوشه درین کشت دانه شد بیدل
به غیر تفرقه چیزی نبود حاصل جمع ۱۰
به هم رسیدن لبهاست قاصد دل جمع ۱
ندیده هیچکس از کارگاه کسب و کمال
به غیر وضع ادب صورت فضایل جمع ۲
دمی فراهم شیرازهٔ تأمل باش
کتاب معنیات اجزا شد از دلایل جمع ۳
به کارگاه هوس احتیاجت این همه نیست
تو فرد ملک غنایی مباش سایل جمع ۴
مدوز کیسه به وهم ذخیرهٔ انفاس
که این نقود پراکنده نیست قابل جمع ۵
کجا بریم غم ذلت گرانجانی
که میکشیم به یک ناقه بار محمل جمع ۶
تو در خیال تعلق فسردهای ورنه
همان جداست چه خاک و چه آب در گل جمع ۷
نرست موجی ازین بحر بیتلاش گهر
تو هم بتاز دو روزی به حسرت دل جمع ۸
حساب عبرتی از پیش پا مشو غافل
چو اشک شمع همان خرجگیر داخل جمع ۹
هزار خوشه درین کشت دانه شد بیدل
به غیر تفرقه چیزی نبود حاصل جمع ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۵۴ - نمیشود کس ازین عبرت انجمن محظوظ
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵۶ - ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.