هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل، به زیبایی رابطهٔ عاشق و معشوق را با تصاویری مانند شمع، پروانه و چراغ به تصویر می‌کشد. شاعر از سوختن و فداکاری در راه عشق سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند عجز، عشق و فنا در برابر معشوق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌های به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارند.

غزل ۱۸۷۵ - شمع من‌ گرم حیا کرد مگر سوی چراغ

شمع من‌ گرم حیا کرد مگر سوی چراغ
می‌توان‌ کرد شنا در عرق روی چراغ ۱

دل اگر جوش طراوت نزند، سوختنی
شعله‌ کافی‌ست همان سرو لب جوی چراغ ۲

سوختیم از هوس اما مژه واری نکشید
بال پروانهٔ ما شانه به‌گیسوی چراغ ۳

نتوان بود ز نیرنگ عتابش غافل
بزم‌گرم است به افروختن روی چراغ ۴

بالش عافیتی نیست درین شعله‌ بساط
نفس سوخته دارد سر زانوی چراغ ۵

پیری و عشرت ایام جوانی غلط است
صبحدم رنگ نبنددگل شب‌بوی چراغ ۶

قرب این شعله مزاجان به‌خود آتش زده است
نیست پروانهٔ ما بیخبر از خوی چراغ ۷

عجز ما رنگ اشارتکدهٔ ناز تو ریخت
بال پروانه شد آخر خم ابروی چراغ ۸

آب‌گردید دل و ناله همان عجز تو است
رشته فربه نشد از خوردن پهلوی چراغ ۹

هرکجاگردکند شمع خیالم بیدل
شعله از شرم نشیند پس زانوی چراغ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۷۴ - کو شعلهٔ دردی‌که به ذوق اثر داغ
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷۶ - نیست پروانهٔ من قابل پهلوی چراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.