هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و اندوه خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دلش در طلب معشوق به هر سو می‌رود. او از عشق و هجران می‌نالد و از دل‌تنگی و رنجی که می‌کشد سخن می‌گوید. شاعر همچنین از ارتباط عمیق بین دل خود و معشوق صحبت می‌کند و از او طلب رحمت و شفقت می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۷۷۱ - شد ز غمت خانهٔ سودا دلم

شُد زِ غَمَت خانهٔ سودا دِلَم
در طَلَبَت رفت به هر جا دِلَم ۱

در طَلَبِ زُهره‌رُخِ ماه­رو
می‌نِگَرد جانِبِ بالا دِلَم ۲

فَرشِ غَمَش گشتم و آخِر زِ بَخت
رَفت بَرین سَقفِ مُصَفّا دِلَم ۳

آه، که امروز دِلَم را چه شُد؟
دوش چه گفته‌ست کسی با دِلَم؟ ۴

از طَلَبِ گوهرِ گویایِ عشق
موج زَنَد موجْ چو دریا دِلَم ۵

روز شُد و چادرِ شب می­دَرَد
در پِیِ آن عیش و تماشا دِلَم ۶

از دلِ تو در دلِ من نُکته‌هاست
اَه چه رَه است از دلِ تو تا دِلَم ۷

گَر نکُنی بر دلِ من رَحْمَتی
وایِ دِلَم، وایِ دِلَم، وا دِلَم ۸

ای تبریز از هَوَسِ شَمسِ دین
چند رَوَد سویِ ثریّا دِلَم؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۸۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۷۰ - آمد سرمست سحر دلبرم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷۲ - چند گهی فاتحه خوانت کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.