هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فداکاری سخن میگوید. او قول میدهد که با خواندن فاتحه و انجام کارهای خارقالعاده، عزیزش را جوان کند و غمهایش را برطرف سازد. شاعر همچنین وعده میدهد که راههای دشوار را هموار کرده و حتی محالات را ممکن سازد. در نهایت، او ادعا میکند که میتواند مانند خضر، راهنمای زمانه شود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده مانند 'خضر زمان' و 'اصول اصول' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۷۷۲ - چند گهی فاتحه خوانت کنم
چند گَهی فاتحه خوانَت کُنم
از پَسِ آن شاهِ جهانَت کُنم ۱
پیر شُدی در غَمِ ما، باک نیست
پیر بیا تا که جوانَت کُنم ۲
هیچ غَمِ جان مَخور ارْ جان بِرَفت
بِگْلَرِ لشکرگَهِ جانَت کُنم ۳
آنچه مُحال است تَصوّر دَهَم
وَجهِ مُحالیش بَیانَت کُنم ۴
رَهْ دَهَمَت تا به اصولِ اصول
راه چه باشد که چُنانَت کُنم ۵
گر چه کَلیمی، همه در اعتراض
کَشف کُنم، خِضْرِ زَمانَت کُنم ۶
از پَسِ آن شاهِ جهانَت کُنم ۱
پیر شُدی در غَمِ ما، باک نیست
پیر بیا تا که جوانَت کُنم ۲
هیچ غَمِ جان مَخور ارْ جان بِرَفت
بِگْلَرِ لشکرگَهِ جانَت کُنم ۳
آنچه مُحال است تَصوّر دَهَم
وَجهِ مُحالیش بَیانَت کُنم ۴
رَهْ دَهَمَت تا به اصولِ اصول
راه چه باشد که چُنانَت کُنم ۵
گر چه کَلیمی، همه در اعتراض
کَشف کُنم، خِضْرِ زَمانَت کُنم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۷۱ - شد ز غمت خانهٔ سودا دلم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷۳ - بار دگر جانب یار آمدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.