هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از سفر روحانی و عشق الهی سخن میگوید. او از تلاش برای رسیدن به معشوق و رهایی از دنیای مادی صحبت میکند و به مفاهیمی مانند عشق، سجده، طمع، و رهایی از هستی مادی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از هستی مادی و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و ناملموس باشد.
غزل ۱۷۷۳ - بار دگر جانب یار آمدیم
بار دِگَر جانِب یار آمدیم
خیرهنِگَرْ سویِ نِگار آمدیم ۱
بر سَر و رو سَجده کُنان جُمله راه
تا سَرِ آن گَنجْ چو مار آمدیم ۲
نافهٔ آهو چو بِزَد بر دِماغ
دامْ گرفتیم و شکار آمدیم ۳
دام بَشَر لایِقِ آن صید نیست
پس تو بگو ما به چه کار آمدیم؟ ۴
پارْ دلِ پاره رَفویِ تو دید
بر طَمَعِ دولَتِ پار آمدیم ۵
ای همه هستی مَکُن از ما کِنار
زان که زِ هستی به کِنار آمدیم ۶
هَمچو ستاره سویِ شیطانِ کُفر
نَفْط زَنانیم و شَرار آمدیم ۷
هَمچو اَبابیل سویِ پیلِ گَبْر
سَنگ زَنانیم و دَمار آمدیم ۸
باز چو بینیم رُخِ عاشقان
با طَبَقِ سیم، نِثار آمدیم ۹
خیرهنِگَرْ سویِ نِگار آمدیم ۱
بر سَر و رو سَجده کُنان جُمله راه
تا سَرِ آن گَنجْ چو مار آمدیم ۲
نافهٔ آهو چو بِزَد بر دِماغ
دامْ گرفتیم و شکار آمدیم ۳
دام بَشَر لایِقِ آن صید نیست
پس تو بگو ما به چه کار آمدیم؟ ۴
پارْ دلِ پاره رَفویِ تو دید
بر طَمَعِ دولَتِ پار آمدیم ۵
ای همه هستی مَکُن از ما کِنار
زان که زِ هستی به کِنار آمدیم ۶
هَمچو ستاره سویِ شیطانِ کُفر
نَفْط زَنانیم و شَرار آمدیم ۷
هَمچو اَبابیل سویِ پیلِ گَبْر
سَنگ زَنانیم و دَمار آمدیم ۸
باز چو بینیم رُخِ عاشقان
با طَبَقِ سیم، نِثار آمدیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۷۲ - چند گهی فاتحه خوانت کنم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷۴ - ما به تماشای تو بازآمدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.