هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی با استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده، به موضوعاتی مانند رنج، عشق، حیا، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از نمک به عنوان نماد درد و زخم استفاده میکند و به زیباییهای گذرا و رنجهای پنهان اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری دارند.
غزل ۱۹۰۰ - غیر خاموشی نداردگفتگوی ما نمک
غیر خاموشی نداردگفتگوی ما نمک
تا به کی بر زخم خود پاشد لب گویا نمک ۱
سیر باغ حسن خواهی از حیا غافل مباش
در دل آب است آنجا سخت ناپیدا نمک ۲
جادهها چون زخم بیچاک گریبان نیستند
گرد مجنون تاکجاها ریخت در صحرا نمک ۳
زینگلستان هرچه میبینی به رنگی میتپد
شبنم گل نیست الا بر جراحتها نمک ۴
گرد موهومی به خاک نیستی آسوده بود
یاد دامان که شد یارب به زخم ما نمک ۵
محو تسلیم وفایم از فضولیها مپرس
داغ ما را نیست فرق از پنبه کردن با نمک ۶
درطلوع مهر بی عرض تبسم نیست صبح
هر که گردد خاک راهت میکند پیدا نمک ۷
چاره خون عافیتها میخورد هشیار باش
نسبت مرهم قوی افتاده اینجا با نمک ۸
بیتغافل ایمن از آفات نتوان زبستن
دیدهٔ باز است زخم و صورت دنیا نمک ۹
طبع دانا میخورد خون از نشاط غافلان
خندهٔ موج است بیدل بر دل دریا نمک ۱۰
تا به کی بر زخم خود پاشد لب گویا نمک ۱
سیر باغ حسن خواهی از حیا غافل مباش
در دل آب است آنجا سخت ناپیدا نمک ۲
جادهها چون زخم بیچاک گریبان نیستند
گرد مجنون تاکجاها ریخت در صحرا نمک ۳
زینگلستان هرچه میبینی به رنگی میتپد
شبنم گل نیست الا بر جراحتها نمک ۴
گرد موهومی به خاک نیستی آسوده بود
یاد دامان که شد یارب به زخم ما نمک ۵
محو تسلیم وفایم از فضولیها مپرس
داغ ما را نیست فرق از پنبه کردن با نمک ۶
درطلوع مهر بی عرض تبسم نیست صبح
هر که گردد خاک راهت میکند پیدا نمک ۷
چاره خون عافیتها میخورد هشیار باش
نسبت مرهم قوی افتاده اینجا با نمک ۸
بیتغافل ایمن از آفات نتوان زبستن
دیدهٔ باز است زخم و صورت دنیا نمک ۹
طبع دانا میخورد خون از نشاط غافلان
خندهٔ موج است بیدل بر دل دریا نمک ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۹۹ - بسکه بیلعل تو رفت از بزم عیش ما نمک
گوهر بعدی:غزل ۱۹۰۱ - شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.