هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از حیرت، شوق، جنون عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید و خود را در برابر جمال معشوق ناچیز میشمارد. او از فنا و بقا، زمین معرفت و وصال معشوق میگوید و در نهایت، خود را سودایی وصال معشوق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۹۵۸ - گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام
گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام
به حیرتم که چها میکند خیال توام ۱
مزاج شوقم از آب وگل تسلی نیست
جنون سرشته غبار رم غزال توام ۲
کلاه گوشهٔ پروازم آسمان ساییست
ز بس چو آرزوی خود شکسته بال توام ۳
بس است حلقهٔ گوشم خم سجود نیاز
اگر به چرخ برآیم همان هلال توام ۴
ز امتیاز فنا و بقا نمیدانم
جز اینکه ذرهٔ خورشید بی زوال توام ۵
زمانهگر نشناسد مرا به این شادم
که من هم آینهٔ حسن بی مثال توام ۶
سپند من به فسردن چرا نه نازکند
نفس گداختهٔ جستجوی خال توام ۷
مباد هیچکس آفت نصیب همچشمی
حنا گداخت که من نیز پایمال توام ۸
به چشم تر نتوان شبنم بهار تو شد
عرق فروش گلستان انفعال توام ۹
به خود نمیرسم از فکر ناقصیکه مراست
زهی هوس که در اندیشهٔ کمال توام ۱۰
خیال وحشت و آرام حیرتست اینجا
چه آشیان و چه پرواز زیر بال توام ۱۱
خبر ز خویش ندارم جز اینکه روزی چند
نگاه شوق تو بودمکنون خیال توام ۱۲
زمین معرفت از ریشهٔ دویی پاک است
چرا زخویش نیایم برون نهال توام ۱۳
ز شرم بیدلی خود گداختم بیدل
دلی ندارم و سودایی وصال توام ۱۴
به حیرتم که چها میکند خیال توام ۱
مزاج شوقم از آب وگل تسلی نیست
جنون سرشته غبار رم غزال توام ۲
کلاه گوشهٔ پروازم آسمان ساییست
ز بس چو آرزوی خود شکسته بال توام ۳
بس است حلقهٔ گوشم خم سجود نیاز
اگر به چرخ برآیم همان هلال توام ۴
ز امتیاز فنا و بقا نمیدانم
جز اینکه ذرهٔ خورشید بی زوال توام ۵
زمانهگر نشناسد مرا به این شادم
که من هم آینهٔ حسن بی مثال توام ۶
سپند من به فسردن چرا نه نازکند
نفس گداختهٔ جستجوی خال توام ۷
مباد هیچکس آفت نصیب همچشمی
حنا گداخت که من نیز پایمال توام ۸
به چشم تر نتوان شبنم بهار تو شد
عرق فروش گلستان انفعال توام ۹
به خود نمیرسم از فکر ناقصیکه مراست
زهی هوس که در اندیشهٔ کمال توام ۱۰
خیال وحشت و آرام حیرتست اینجا
چه آشیان و چه پرواز زیر بال توام ۱۱
خبر ز خویش ندارم جز اینکه روزی چند
نگاه شوق تو بودمکنون خیال توام ۱۲
زمین معرفت از ریشهٔ دویی پاک است
چرا زخویش نیایم برون نهال توام ۱۳
ز شرم بیدلی خود گداختم بیدل
دلی ندارم و سودایی وصال توام ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۷۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۷ - عمرها شد نقد دل بر چشم حیران است وام
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵۹ - دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.