هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دوری یار میگوید و از رنجهایی که در این راه متحمل شده است. او از تلاشهای بیثمرش برای یافتن معشوق و سوختن در آتش عشق سخن میگوید. همچنین، از شرم و حیرتی که تجربه کرده و از گذشتن از خود برای رسیدن به معشوق یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۹۶۰ - صورت خود ز تو نشناختهام
صورت خود ز تو نشناختهام
اینقدر آینه پرداختهام ۱
گر فروغیست درین تیره بساط
رنگ شمعیست که من باختهام ۲
رم آهو به غبارم نرسد
در قفای نگهی تاختهام ۳
دوری یار و صبوری ستم است
آبم از شرم که نگداختهام ۴
داغ تحقیق به تقلیدم سوخت
کاش پروانه شود فاختهام ۵
بردهام بر فلک افسانهٔ لاف
صبح خیز از نفس ساختهام ۶
شرم حیرت مژه خواباندن داشت
تیغها سر به نیام آختهام ۷
فرصت ناز حباب آنهمه نیست
سر به بیگردنی افراختهام ۸
هستی از خویش گذشتن دارد
یک دو دم با سر پل ساختهام ۹
بیدل این بار که بر دوش من است
مژه تا خم شود انداختهام ۱۰
اینقدر آینه پرداختهام ۱
گر فروغیست درین تیره بساط
رنگ شمعیست که من باختهام ۲
رم آهو به غبارم نرسد
در قفای نگهی تاختهام ۳
دوری یار و صبوری ستم است
آبم از شرم که نگداختهام ۴
داغ تحقیق به تقلیدم سوخت
کاش پروانه شود فاختهام ۵
بردهام بر فلک افسانهٔ لاف
صبح خیز از نفس ساختهام ۶
شرم حیرت مژه خواباندن داشت
تیغها سر به نیام آختهام ۷
فرصت ناز حباب آنهمه نیست
سر به بیگردنی افراختهام ۸
هستی از خویش گذشتن دارد
یک دو دم با سر پل ساختهام ۹
بیدل این بار که بر دوش من است
مژه تا خم شود انداختهام ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۹ - دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶۱ - بیدست و پا به خاک ادب نقش بستهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.