هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس ناتوانی، تنهایی و حسرت خود میگوید. او از بیپناهی، نالههای دل شکسته و آرزوی رهایی از خود سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند مرگ، زندگی و نیستی اشاره میکند و در نهایت، از شکستهای خود و ناامیدیهایش مینالد.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، مفاهیمی مانند مرگ، نیستی و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۹۶۱ - بیدست و پا به خاک ادب نقش بستهام
بیدست و پا به خاک ادب نقش بستهام
در سایهٔ تأمل یادش نشستهام ۱
فریاد ما بهگو ش ترحم شنیدنی است
پربینوا چو نغمهٔ تارگسستهام ۲
ای کاش سعی بیخودیی داد ما دهد
بالیکه داشت رنگ به حیرت شکستهام ۳
گوشی که بر فسانهٔ ما وا رسد کجاست
حرمان نصیب نالهٔ دلهای خستهام ۴
جمعیم چون حواس در آغوش یکنفس
گلهای چیدهٔ به همین رشته دستهام ۵
خجلت نیاز دعوی مجهول ماکهکرد
نگذشته زین سو آن سوی افلاک جستهام ۶
این است اگر عقوبت اسباب زندگی
از هول مرگ و وسوسهٔ حشر رستهام ۷
بیدل مپرس از ره هموار نیستی
بی چین تر از نفس همه دامن شکستهام ۸
در سایهٔ تأمل یادش نشستهام ۱
فریاد ما بهگو ش ترحم شنیدنی است
پربینوا چو نغمهٔ تارگسستهام ۲
ای کاش سعی بیخودیی داد ما دهد
بالیکه داشت رنگ به حیرت شکستهام ۳
گوشی که بر فسانهٔ ما وا رسد کجاست
حرمان نصیب نالهٔ دلهای خستهام ۴
جمعیم چون حواس در آغوش یکنفس
گلهای چیدهٔ به همین رشته دستهام ۵
خجلت نیاز دعوی مجهول ماکهکرد
نگذشته زین سو آن سوی افلاک جستهام ۶
این است اگر عقوبت اسباب زندگی
از هول مرگ و وسوسهٔ حشر رستهام ۷
بیدل مپرس از ره هموار نیستی
بی چین تر از نفس همه دامن شکستهام ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۶۰ - صورت خود ز تو نشناختهام
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶۲ - نیرنگ جلوهایکه به دل نقش بستهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.