هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر صوفیمسلک، بیانگر مفاهیم عرفانی مانند جستجوی معنویت، رهایی از تعلقات دنیوی، و کشف حقیقت درون است. شاعر از تجربیات خود در مسیر سلوک عرفانی میگوید، از جمله رسیدن به بینیازی، تسلیم در برابر خداوند، و درک ناتوانی انسان در برابر عظمت هستی. او از یأس و امید، سعادت و شوربختی، و گمگشتی در خود سخن میگوید و در نهایت به آرامش و شناخت خویشتن میرسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۲۰۳۳ - آرزو بیتاب شد ساز بیانی یافتم
آرزو بیتاب شد ساز بیانی یافتم
چون جرس در دل تپیدنها فغانی یافتم ۱
خاک را نفی خود اثبات چمنها کردن است
آنقدر مردم به راه او که جانی یافتم ۲
بینیازی در کمین سجدهٔ تسلیم بود
تا زمین آیینه گردید آسمانی یافتم ۳
کوشش غواص دل صد رنگ گوهر میکشد
غوطه در جیب نفس خوردم جهانی یافتم ۴
دستگاه جهد فهمیدم دلیل امن نیست
بال و پر در هم شکستم آشیانی یافتم ۵
جلوهها بی پرده و سعی تماشا نارسا
هر دو عالم را نگاه ناتوانی یافتم ۶
وحشت عمر از کمین قامت خم جوش زد
تیر شد ساز نفس تا من کمانی یافتم ۷
یأس چون امید در راه تو بیسامان نبود
آرزوی رفته را هم کاروانی یافتم ۸
چون هما برقسمت منحوس من باید گریست
شد سعادتها ضمان تا استخوانی یافتم ۹
همچو آن آیینه کز تمثال میبازد صفا
گم شدم در خویش از هر کس نشانی یافتم ۱۰
چول سحر زین جنس موهومی که خجلت عرض اوست
گر همه دامن ز خود چیدم دکانی یافتم ۱۱
زندگانی هرزه تا ز عرصهٔ تشویش بود
بیدل از قطع نفس ضبط عنانی یافتم ۱۲
چون جرس در دل تپیدنها فغانی یافتم ۱
خاک را نفی خود اثبات چمنها کردن است
آنقدر مردم به راه او که جانی یافتم ۲
بینیازی در کمین سجدهٔ تسلیم بود
تا زمین آیینه گردید آسمانی یافتم ۳
کوشش غواص دل صد رنگ گوهر میکشد
غوطه در جیب نفس خوردم جهانی یافتم ۴
دستگاه جهد فهمیدم دلیل امن نیست
بال و پر در هم شکستم آشیانی یافتم ۵
جلوهها بی پرده و سعی تماشا نارسا
هر دو عالم را نگاه ناتوانی یافتم ۶
وحشت عمر از کمین قامت خم جوش زد
تیر شد ساز نفس تا من کمانی یافتم ۷
یأس چون امید در راه تو بیسامان نبود
آرزوی رفته را هم کاروانی یافتم ۸
چون هما برقسمت منحوس من باید گریست
شد سعادتها ضمان تا استخوانی یافتم ۹
همچو آن آیینه کز تمثال میبازد صفا
گم شدم در خویش از هر کس نشانی یافتم ۱۰
چول سحر زین جنس موهومی که خجلت عرض اوست
گر همه دامن ز خود چیدم دکانی یافتم ۱۱
زندگانی هرزه تا ز عرصهٔ تشویش بود
بیدل از قطع نفس ضبط عنانی یافتم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۳۲ - شبکه عبرت را دلیل این شبستان یافتم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۳۴ - چون آینه چندان به برش تنگ گرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.