هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره‌ی ناملایمات زندگی، بخت برگشته، عشق و امید است. شاعر از طالع بد، فقر، حرص و قناعت سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه مانند شمع، چرخ بی‌مروت، و کوه یاقوت، احساسات خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به ایثار و نیاز به دوستان دارد و در نهایت، امید را به عنوان رنگ زندگی خود معرفی می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فقر، حرص، و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۲۱۰۱ - دور از آن در چند در هر دشت و در گرداندم

دور از آن در چند در هر دشت و در گرداندم
بخت برگردیده برگردد که برگرداندم ۱

طالعی دارم ‌که چرخ بی‌مروت همچو شمع
شام پیش از دیگر آگه از سحر گرداندم ۲

آگهی در کارگاه مخملم خون می‌خورد
خواب پا برجاست صد پهلو اگر گرداندم ۳

زهره‌ام از نام عشق آبست لیک اقبال شوق
می‌تواند کوه یاقوت جگر گرداندم ۴

خاک هم‌ گاهی به رنگ صبح‌ گردی می‌کند
فقر می‌ترسم به استغنا سپر گرداندم ۵

ای قناعت پا به دامن‌ کش‌ که چشم حرص دون
کاسه‌ای دارد مبادا دربه‌در گرداندم ۶

هم به زیر پایم آب و دانه خرمن می‌کند
آنکه بیرون قفس بی‌بال و پر گرداندم ۷

شیشه‌ها کردم تهی اما تنک ظرفی بجاست
بشکند دل تا خراباتی دگر گرداندم ۸

از ضعیفی سوده می‌گردد چو شمع انگشت من
گر ورقهای شکست رنگ تر گرداندم ۹

چیزی از ایثار می‌خواهم نیاز دوستان
تا مبادا این سلام خشک تر گرداندم ۱۰

چون حنا بیدل ز گلزار عدم آورده‌ام
رنگ امیدی که پایش گرد سر گرداندم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۰۰ - با صد حضور باز طلبکارت آمدم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۰۲ - سحر ز شرم رخت مطلعی به تاب رساندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.