هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ناکامی‌ها و تلاش‌های بی‌ثمر خود در رسیدن به آرزوها و معشوق سخن می‌گوید. او از شکست‌های عاطفی، ناتوانی در درک معانی عمیق، و بی‌پاسخ ماندن ناله‌هایش می‌نالد. با این حال، از جنون و عشق خود به عنوان نیرویی که او را از ننگ دور نگه داشته، قدردانی می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه‌ای است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۱۲۵ - خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدم

خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدم
بشکست دل اما به ترنگی نرسیدم ۱

عمریست پر افشان جنونم چه توان‌کرد
چون ناله درین‌ کوه به سنگی نرسیدم ۲

خود داری من سدّ ره عمر نگردید
از سکته چو معنی به درنگی نرسیدم ۳

چندین فلک آغوش‌کشید آینهٔ شوق
اما به عصای دل تنگی نرسیدم ۴

راحت چقدر غفلت انجام طرب داشت
از سایهٔ‌ گل هم به پلثگی نرسیدم ۵

این بزم به جز نشئهٔ اوهام چه دارد
جامی نگرفتم ‌که به بنگی نرسیدم ۶

یک گا‌م درین مرحله‌ام قطع نگردید
کز یاد نگاهت به فرنگی نرسیدم ۷

چندانکه ز خود می روم آن جلوه به پیش است
رنگی نشکستم‌ که به رنگی نرسیدم ۸

بیدل ز گریبان دری و بی سر و پایی
ممنون جنونم‌ که به ننگی نرسیدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۲۴ - هزار آینه با خود دچار کردم و دیدم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲۶ - بسکه چون طاوو‌س‌، پیچیده‌ست مستی در سرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.