هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهی عجز، نیاز، و عشق به معشوق است. شاعر از سجدههای طولانی، احساس ناتوانی، و امیدواری به لطف معشوق سخن میگوید. همچنین، او از تضادهای درونی خود مانند امید و یأس، و حضور همزمان شادی و غم در زندگی خود یاد میکند. در نهایت، شاعر به رابطهی خود با خداوند و تمثالهای الهی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۲۱۵۹ - در آن محفل کهام من تا بگویم این و آن دارم
در آن محفل کهام من تا بگویم این و آن دارم
جبین سجده فرسودی نیاز آستان دارم ۱
طلسم ذرهٔ من بستهاند از نیستی اما
به خورشیدیست کارم اینقدر بر خود گمان دارم ۲
بنای عجز تعمیرم چو نقش پا زمینگیرم
سرم بر خاک راهی بود اکنون هم همان دارم ۳
نیام محتاج عرض مدعا در بیزبانیها
تحیر دارد اظهاری که پنداری زبان دارم ۴
چه خواهم جز دل صد پاره برگ ماحضر کردن
غم او میهمان و من همین یک بیرهپان دارم ۵
سرو کار شفق با آفتاب آخر چه انجامد
تو تیغی داری و من مشت خونی در میان دارم ۶
بلندیهای قصر نیستی را نیست پایانی
که من چندانکه برمی آیم از خود نردبان دارم ۷
نگردی ای فسردن از کمین شعلهام غافل
که درگرد شکست رنگ ذوق آشیان دارم ۸
شرارم در زمین بییقینی ریشهها دارد
اگر گویی گلم هستم و گر خواهی خزان دارم ۹
گه از امید دلتنگم گهی با یأس در جنگم
خیال عالم بنگم نه این دارم نه آن دارم ۱۰
جنابکبریا آیینه است و خلق تمثالش
من بیدل چه دارم تا از آن حضرت نهان دارم ۱۱
جبین سجده فرسودی نیاز آستان دارم ۱
طلسم ذرهٔ من بستهاند از نیستی اما
به خورشیدیست کارم اینقدر بر خود گمان دارم ۲
بنای عجز تعمیرم چو نقش پا زمینگیرم
سرم بر خاک راهی بود اکنون هم همان دارم ۳
نیام محتاج عرض مدعا در بیزبانیها
تحیر دارد اظهاری که پنداری زبان دارم ۴
چه خواهم جز دل صد پاره برگ ماحضر کردن
غم او میهمان و من همین یک بیرهپان دارم ۵
سرو کار شفق با آفتاب آخر چه انجامد
تو تیغی داری و من مشت خونی در میان دارم ۶
بلندیهای قصر نیستی را نیست پایانی
که من چندانکه برمی آیم از خود نردبان دارم ۷
نگردی ای فسردن از کمین شعلهام غافل
که درگرد شکست رنگ ذوق آشیان دارم ۸
شرارم در زمین بییقینی ریشهها دارد
اگر گویی گلم هستم و گر خواهی خزان دارم ۹
گه از امید دلتنگم گهی با یأس در جنگم
خیال عالم بنگم نه این دارم نه آن دارم ۱۰
جنابکبریا آیینه است و خلق تمثالش
من بیدل چه دارم تا از آن حضرت نهان دارم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۵۸ - به رنگ شمع ممکن نیست سوز دل نهان دارم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶۰ - عمریست ز اسباب غنا هیچ ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.