خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق، رنجهای عاشقی، ناتوانی در رسیدن به معشوق، و تحمل بار سنگین زندگی سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند همت، خجلت، امتحان نفس، و عجز و غرور استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را بیان کند. تصاویری مانند 'جام همت'، 'عنقا شکار'، 'قلاب امتحان نفس'، و 'حبابوار' به غنای شعر افزودهاند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۲۰۸ - تا می ز جام همت بد مست میکشم
تا می ز جام همت بد مست میکشم
جز دامن تو هر چه کشم دست میکشم ۱
عنقا شکار کس نشود گر چه همت است
خجلت ز معنییکه توان بست میکشم ۲
قلاب امتحان نفس در کشاکش است
زین بحر عمرهاست همین شست میکشم ۳
ممتاز نیست عجز و غرورم ز یکدگر
چون آبله سری که کشم پست میکشم ۴
دل بستنم بهگوشهٔ آن چشم صنعتی است
تصویر شیشه در بغل مست میکشم ۵
خاکستر سپند من افسون سرمه داشت
دامان نالهای که ز دل جست میکشم ۶
جز تحفهٔ سجود ندارم نیاز عجز
اشکم همین سری به کف دست میکشم ۷
چون صبح عمر هاست درین وادی خراب
محمل بر آن غبار که ننشست میکشم ۸
بیدل حبابوار به دوشم فتاده است
بار سریکه تا نفسی هست میکشم ۹
جز دامن تو هر چه کشم دست میکشم ۱
عنقا شکار کس نشود گر چه همت است
خجلت ز معنییکه توان بست میکشم ۲
قلاب امتحان نفس در کشاکش است
زین بحر عمرهاست همین شست میکشم ۳
ممتاز نیست عجز و غرورم ز یکدگر
چون آبله سری که کشم پست میکشم ۴
دل بستنم بهگوشهٔ آن چشم صنعتی است
تصویر شیشه در بغل مست میکشم ۵
خاکستر سپند من افسون سرمه داشت
دامان نالهای که ز دل جست میکشم ۶
جز تحفهٔ سجود ندارم نیاز عجز
اشکم همین سری به کف دست میکشم ۷
چون صبح عمر هاست درین وادی خراب
محمل بر آن غبار که ننشست میکشم ۸
بیدل حبابوار به دوشم فتاده است
بار سریکه تا نفسی هست میکشم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۰۷ - تا جلوهات پر افشاند از آشیانهٔ چشم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰۹ - چون شمع زحمتی که به شبگیر میکشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.