هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناامیدی، درماندگی و تحیر در زندگی است. شاعر خود را مانند شمعی میداند که از پای تا سر در رنج است و از فقدان عزم و اراده برای ادامه راه شکایت میکند. او از دوری و مستی خود میگوید و احساس میکند که در مکتب تحیر، خطی ناخوانا بر تن دارد.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات ناامیدی و درماندگی نیاز به بلوغ فکری برای درک و تحلیل دارد.
غزل ۲۲۲۸ - نه گردون بلندی نی زمین پستی خویشم
نه گردون بلندی نی زمین پستی خویشم
چو شمع از پای تا سر پشت پای هستی خویشم ۱
نوا سنج چه مضراب است ساز فرصتم یارب
که دارد تا جبین غرق عرق تردستی خویشم ۲
نفس هرگام مینا میزند بر سنگ میگوید
به این دوری که دارم بیدماغ مستی خویشم ۳
ندارم جوهر عزمی که احرام نشان بندم
ز یأس آماجگاه ناوک بی شستی خویشم ۴
بیاض نسخهٔ دیگر نیامد در کفم بیدل
درتن مکتب تحیر خوان خط دستی خویشم ۵
چو شمع از پای تا سر پشت پای هستی خویشم ۱
نوا سنج چه مضراب است ساز فرصتم یارب
که دارد تا جبین غرق عرق تردستی خویشم ۲
نفس هرگام مینا میزند بر سنگ میگوید
به این دوری که دارم بیدماغ مستی خویشم ۳
ندارم جوهر عزمی که احرام نشان بندم
ز یأس آماجگاه ناوک بی شستی خویشم ۴
بیاض نسخهٔ دیگر نیامد در کفم بیدل
درتن مکتب تحیر خوان خط دستی خویشم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۲۷ - غبار عجز پروازی مقیم دامن خویشم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲۹ - در مکتب تأمل فارغ ز صوت و حرفم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.