هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، سرشار از تصاویر شاعرانه و مضامین عرفانی است. شاعر از احساس شرم، حسرت، انتظار و ناامیدی سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند عشق، هستی و فنا استفاده می‌کند. او با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند شمع، غبار و گل، حالات درونی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مضامین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۲۵۰ - چنین ز شرم‌ که‌ گردید سرنگون جامم

چنین ز شرم‌ که‌ گردید سرنگون جامم
که از نگین چو نم از جبهه می‌چکد نامم ۱

سرشک پرده‌ در حسرت تبسم‌ کیست
برون چو پسته فتاده‌ست مغز بادامم ۲

به خامشی چه ستم داشت لعل شیرینش
که تلخ کرد چو گوش انتظار دشنامم ۳

غبار گشتم و خجلت نفس شمار بقاست
چه‌گل کنم‌ که ز گردن ادا شود وامم ۴

دمی ز خویش برآیم‌ که چون غبار سحر
شکست رنگ کند نردبانی بامم ۵

چو شمع صبح بهارم چه‌ کار می‌آید
بسست سایهٔ‌گل بر سر افکند شامم ۶

حیا ز انجم و افلاک پر عرق پیماست
عبث قدح کش گلجامهای حمامم ۷

شرار کاغذ و آسودگی چه امکان است
غبار صید به غربال می‌دهد دامم ۸

هزار نامه گشودم ز ناله لیک چه سود
کسی ندیدکه من قاصد چه پیغامم ۹

به رنگ شمع گلم بر سر است و می در جام
اگر خیال نسوزد به داغ انجامم ۱۰

تلاش کعبهٔ تحقیق ترک اقبال‌ست
به تار سبحه نبافی ردای احرامم ۱۱

ز خاک راه تحیر کجا روم بیدل
که پایمال فنا چون نفس به هرگامم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۴۹ - به این طاقت نمی‌دانم چه خواهد بود انجامم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵۱ - دوری بزمت در غم‌ و شادی ‌گر کند این می قسمت جامم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.