هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده‌ای مانند عشق، حسرت، حیرت و ناامیدی است. شاعر از درد فراق و اشتیاق دیدار می‌گوید و از ناتوانی در بیان احساسات خود رنج می‌برد. تصاویر شعری مانند شمع، موج، برق و گل، حالات درونی شاعر را به زیبایی ترسیم می‌کنند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

غزل ۲۲۴۹ - به این طاقت نمی‌دانم چه خواهد بود انجامم

به این طاقت نمی‌دانم چه خواهد بود انجامم
نگین بی‌نقش می‌گردد اگرکس می‌برد نامم ۱

به رنگ نقش پا دارم بنای عجز تعمیری
به پستی می‌توان زد لاف معراج از لب بامم ۲

هزاران موج ساحل گشت چندین قطره گوهر شد
همان محمل طراز دوش بیتابیست آرامم ۳

چه اندوزم به این جوش‌ کدورت غیرخاموشی
گلوی شمع می‌گردد کمند سرمهٔ شامم ۴

نپیچد بر دل کس ریشهٔ شوق گرفتاری
چوتخمم تا گره واکرده‌ای گل می‌کند نامم ۵

مگر از خود روم تا مدعای دل به عرض آید
صدایی درشکست رنگ می‌دارد لب جامم ۶

هنوزم شمع سودا در نقاب هوش می‌سوزد
سرا پا آتشم اما به طرز سوختن خامم ۷

به چشم بسته غافل نیستم از شوق دیدارت
ز صد روزن به حیرت می‌تپد در پرده بادامم ۸

شرار برق جولان از رگ خارا نیندیشد
کند صد کوچهٔ بیداد را رنگین گل اندامم ۹

شکوه حسرت دیدار قاصد بر نمی‌تابد
مگر در محفل جانان برد آیینه پیغامم ۱۰

گرفتار طلسم حیرت دل مانده‌ام بیدل
به رنگ آب‌ گوهر نیست بیش از یک ‌گره دامم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۴۸ - بعد کشتن نیز پنهان نیست داغ بسملم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵۰ - چنین ز شرم‌ که‌ گردید سرنگون جامم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.