هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و ناکامیهای خود سخن میگوید و از زندگیای پر از درد و غم شکایت میکند. او از دست دادن چیزهای ارزشمند و تحمل سختیها را توصیف میکند و از خداوند طلب رهایی و آرامش میکند. متن پر از استعارهها و تشبیهات است که نشاندهندهی عمق احساسات شاعر است.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به تجربهی زندگی و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۸۱۶ - آینهیی بزدایم از جهت منظر من
آینهیی بِزْدایَم از جِهَتِ منظَرِ من
وای ازین خاکِ تَنَمْ تیره دلِ اَکْدَرِ من ۱
رفت شب و این دلِ من پاک نشُد از گِلِ من
ساقیِ مُسْتَقْبِلِ من کو قَدَحِ اَحْمَرِ من؟ ۲
رفت دَریغا خَرِ من مُرد به ناگَهْ خَرِ من
شُکر که سِرگینِ خری دور شدهست از دَرِ من ۳
مرگِ خَران سخت بُوَد در حَقِ من بَختْ بُوَد
زان که چو خَر دور شود باشد عیسی بَرِ من ۴
از پِیِ غَربیلِ عَلَف چند شُدم مات و تَلَف
چند شُدم لاغَر و کَژْ بَهرِ خَرِ لاغَرِ من ۵
آنچه که خَر کرد به من گُرگ دَرَنده نکُند
رفت زِ دَرد و غَمِ او حَقِّ خدا اَکْثَرِ من ۶
تَلْخی من خامیِ من خواری و بَدنامیِ من
خونِ دل آشامیِ من خاکْ ازو بر سَرِ من ۷
شارقِ من فارقِ من از نَظَرِ خالقِ من
شمع کُشی دیده کَنی در نَظَر و مَنْظَرِ من ۸
وای ازین خاکِ تَنَمْ تیره دلِ اَکْدَرِ من ۱
رفت شب و این دلِ من پاک نشُد از گِلِ من
ساقیِ مُسْتَقْبِلِ من کو قَدَحِ اَحْمَرِ من؟ ۲
رفت دَریغا خَرِ من مُرد به ناگَهْ خَرِ من
شُکر که سِرگینِ خری دور شدهست از دَرِ من ۳
مرگِ خَران سخت بُوَد در حَقِ من بَختْ بُوَد
زان که چو خَر دور شود باشد عیسی بَرِ من ۴
از پِیِ غَربیلِ عَلَف چند شُدم مات و تَلَف
چند شُدم لاغَر و کَژْ بَهرِ خَرِ لاغَرِ من ۵
آنچه که خَر کرد به من گُرگ دَرَنده نکُند
رفت زِ دَرد و غَمِ او حَقِّ خدا اَکْثَرِ من ۶
تَلْخی من خامیِ من خواری و بَدنامیِ من
خونِ دل آشامیِ من خاکْ ازو بر سَرِ من ۷
شارقِ من فارقِ من از نَظَرِ خالقِ من
شمع کُشی دیده کَنی در نَظَر و مَنْظَرِ من ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۱۵ - من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱۷ - قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.