هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی بیانگر ندامت و حسرت بر فرصتهای از دست رفته و عدم آگاهی از نفس و خویشتن است. شاعر از عدم استفاده از فرصتها، دوری از حقیقت و غرق شدن در امور موهوم ابراز تأسف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
غزل ۲۳۴۸ - از چاک گریبان به دلی راه نکردیم
از چاک گریبان به دلی راه نکردیم
کار عجبی داشت جنون آه نکردیم ۱
دل تیره شد آخر ز هوایی که به سر داشت
این آینه را از نفس آگاه نکردیم ۲
فرصتشمریهای نفس بال امل زد
پرواز شد آن رشته که کوتاه نکردیم ۳
هر چند به صد رنگ دمیدیم درین باغ
پرواز طرب جز به پر کاه نکردیم ۴
چون شمع که از خویش رود سر به گریبان
نقش قدمی نیست که ما چاه نکردیم ۵
صد دشت به هر کوچه دویدیم و لیکن
خاکی به سر از دوری آن راه نکردیم ۶
ماندیم هوس شیفتهٔ کثرت موهوم
از گرد سپه رو به سوی شاه نکردیم ۷
در وصل ز محرومی دیدار مپرسید
شب رفت و نگاهی به رخ ماه نکردیم ۸
چون سایه به حرمانکدهٔ فرصت هستی
روز سیهی بود که بیگاه نکردیم ۹
بیدل تو عبث خون مخور از خجلت تحقیق
ماییم که خود را ز خود آگاه نکردیم ۱۰
کار عجبی داشت جنون آه نکردیم ۱
دل تیره شد آخر ز هوایی که به سر داشت
این آینه را از نفس آگاه نکردیم ۲
فرصتشمریهای نفس بال امل زد
پرواز شد آن رشته که کوتاه نکردیم ۳
هر چند به صد رنگ دمیدیم درین باغ
پرواز طرب جز به پر کاه نکردیم ۴
چون شمع که از خویش رود سر به گریبان
نقش قدمی نیست که ما چاه نکردیم ۵
صد دشت به هر کوچه دویدیم و لیکن
خاکی به سر از دوری آن راه نکردیم ۶
ماندیم هوس شیفتهٔ کثرت موهوم
از گرد سپه رو به سوی شاه نکردیم ۷
در وصل ز محرومی دیدار مپرسید
شب رفت و نگاهی به رخ ماه نکردیم ۸
چون سایه به حرمانکدهٔ فرصت هستی
روز سیهی بود که بیگاه نکردیم ۹
بیدل تو عبث خون مخور از خجلت تحقیق
ماییم که خود را ز خود آگاه نکردیم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۴۷ - دوشکز دود جگر طرح شببشانکردیم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۴۹ - چشم پوشیدیم و برما و من استغنا زدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.