هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی بیانگر درد و رنج انسان در زندگی است. شاعر از بار سنگین دنیا، ناامیدی، غفلت مردم و دوری از حقیقت شکایت دارد. او تأکید میکند که برای رهایی از این رنجها باید از تعلقات دنیوی دست کشید و به درد و حقیقت درون توجه کرد.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، همراه با انتقادات اجتماعی و بیان دردهای وجودی، برای درک و تجربه نوجوانان کمسنوسال دشوار است. این متن更适合 افرادی که از بلوغ فکری و تجربه زندگی بیشتری برخوردارند.
غزل ۲۴۲۹ - تا به کی چون شمع باید تاج زر برداشتن
تا به کی چون شمع باید تاج زر برداشتن
چند بهر آبرو آتش بهسر برداشتن ۱
چند باید شد ز غفلت مرکز تشنیع خلق
حرف سنگین تا به کی چون گوش کر برداشتن ۲
از حلاوت بگذر ای نی قدردان درد باش
ناله ناپیداست گر خواهی شکر برداشتن ۳
رنگی از عشرت ندارد نو بهار اعتبار
زین چمن باید چو شبنم چشم تر برداشتن ۴
نالهٔ دردی نمایان از دل صد چاک باش
فیضها دارد سر از جیب سحر برداشتن ۵
پیش دونان چند ربزی آبروی احتیاج
از جهان بردار باید دست اگر برداشتن ۶
نخل هستی ازعلایق ریشه محکم کرده است
چون نفس میباید از یکسو تبر برداشتن ۷
ساز بزم ناامیدی پر نزاکت نغمه است
نالهای دارم که نتواند اثر برداشتن ۸
ای سپند از یک صدا آخر کجا خواهی رسید
چون جرس زین جنس باید بیشتر برداشتن ۹
چشم تا واکردهایم از خویش بیرون رفتهایم
شعلهٔ ما را قدم برده است سر برداشتن ۱۰
کلفت احباب ما را زنده زیر خاک کرد
بیش ازین نتوان غبار یکدگر برداشتن ۱۱
بار دنیا کی توان بیدل به آسانی کشید
کوه هم مینالد از زیر کمر برداشتن ۱۲
چند بهر آبرو آتش بهسر برداشتن ۱
چند باید شد ز غفلت مرکز تشنیع خلق
حرف سنگین تا به کی چون گوش کر برداشتن ۲
از حلاوت بگذر ای نی قدردان درد باش
ناله ناپیداست گر خواهی شکر برداشتن ۳
رنگی از عشرت ندارد نو بهار اعتبار
زین چمن باید چو شبنم چشم تر برداشتن ۴
نالهٔ دردی نمایان از دل صد چاک باش
فیضها دارد سر از جیب سحر برداشتن ۵
پیش دونان چند ربزی آبروی احتیاج
از جهان بردار باید دست اگر برداشتن ۶
نخل هستی ازعلایق ریشه محکم کرده است
چون نفس میباید از یکسو تبر برداشتن ۷
ساز بزم ناامیدی پر نزاکت نغمه است
نالهای دارم که نتواند اثر برداشتن ۸
ای سپند از یک صدا آخر کجا خواهی رسید
چون جرس زین جنس باید بیشتر برداشتن ۹
چشم تا واکردهایم از خویش بیرون رفتهایم
شعلهٔ ما را قدم برده است سر برداشتن ۱۰
کلفت احباب ما را زنده زیر خاک کرد
بیش ازین نتوان غبار یکدگر برداشتن ۱۱
بار دنیا کی توان بیدل به آسانی کشید
کوه هم مینالد از زیر کمر برداشتن ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۲۸ - آفت است اینجا مباش ایمن ز سر برداشتن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۳۰ - کار آسانی مدان تاج کمر برداشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.