هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالات روحی شاعر است که از ترس، اضطراب، انتظار و ناامیدی رنج می‌برد. او از تنهایی، بی‌قراری و احساس بی‌پناهی سخن می‌گوید و به دنبال آرامش و آزادی است. شاعر از زندگی و دنیا ناامید شده و به نیستی و عدم روی آورده است.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، احساسات منفی مانند ناامیدی و اضطراب ممکن است برای مخاطبان جوان سنگین باشد.

غزل ۲۵۴۷ - گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای من

گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای من
رفتن رنگی تواندکرد خالی جای من ۱

کیست‌گردد مانع انداز از خود رفتنم
شمع مقصد می‌شود چون شمع خار پای من ۲

گر همه افسون جاهم بستر آرایی‌کند
خواب نتوان یا فتن بر اطلس دیبای من ۳

همچو دریا خار خارم را جگر می‌افکند
ناخنی چون موج اگر می‌بالد از اجزای من ۴

عمر ها شد انفعال از آستانت می‌کشم
کاش نقش سجده‌ای می‌بست سر تا پای من ۵

بر امید حلقهٔ آغوش فتراک کرم
داد دامان دعا هم دست ناگیرای من ۶

آنسوی اندیشه‌ام هنگامه ساز خامشی است
جهد آن دارم‌ که دل هم نشنود غوغای من ۷

تا نفس پر می‌زند دل محو اسباب است و بس
رشته‌ها بسیار دارد گوهر دربای من ۸

نشئهٔ شور دماغم پر بلند افتاده است
می‌درد چون صبح جیب آسمان سودای من ۹

بی‌نیاز دستگاه وحشت است آزادی‌ام
زحمتی چیدن ندارد دامن صحرای من ۱۰

چون سپندم چشم زخم است انتظار سوختن
آتش دل‌گر نپردازد به حالم وای من ۱۱

بیدل ازکیش نفس سرمایگان دیگر مپرس
نیست غیر از نیستی دین من و دنیای من ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۴۶ - شمع صفت دیدنی‌ست عجز جنون زای من
گوهر بعدی:غزل ۲۵۴۸ - دوری مقصد دمید از سرکشیدنهای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.